جادوی اقتصاد

منشور خبری تحلیلی اقتصاد ایران و جهان

جادوی اقتصاد

منشور خبری تحلیلی اقتصاد ایران و جهان

زندگی بر پایه اقتصاد

۱۰۹ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «نظریه اقتصادی» ثبت شده است

نام: جان فوربز نش (John Forbes Nash, Jr)
تولد: ۱۳ ژوئن ۱۹۲۸ -- بلوفیلد، ویرجینیای غربی، ایالات متحده آمریکا
ملیت: آمریکایی
شهرت: ریاضیات، اقتصاد (تعادل نش، هندسه جبری، معادله دیفرانسیل با مشتقات پاره‌ای) 
محل کار: مؤسسه فناوری ماساچوست، دانشگاه پرینستون
جوایز: جایزه جان فون نویمان (۱۹۷۸) -- جایزه نوبل اقتصاد (۱۹۹۴) 

بیوگرافی جان نش:
پروفسور جان فوربز نش، ریاضی‌دان نابغه و برجسته‌ آمریکایی برنده جایزه نوبل اقتصاد در تاریخ سیزدهم ژوئن سال ۱۹۲۸ میلادی در بلوفیلد ویرجینیای غربی به‌دنیا آمد. وی به‌واسطه هوش و ذکاوت زیادش در مباحث ریاضی، به‌عنوان یکی از نخبگان جهان شناخته شد. 

جان در بیست سالگی به‌طور هم‌زمان مدرک کار‌شناسی و کار‌شناسی ارشد را کسب کرد و دو سال بعد، یعنی در بیست و دو سالگی، موفق به کسب مدرک دکترا در بخش ریاضیات شد. او به‌معنای واقعی، یک نخبه در رشته ریاضیات بود و تئوری‌های زیاد و بحث‌انگیزی را در این حوزه وارد کرد. 

وی در سنین جوانی - سال ۱۹۵۸م - به بیماری روان‌گسیختگی (اسکیزوفرنی) از نوع پارانوید مبتلا شد. نش، صداهایی غیرواقعی می‌شنید که او را از خطراتی موهوم حذر می‌دادند و وادارش می‌کردند کارهایی برخلاف میل و اراده‌اش انجام بدهد. رفته‌رفته بر شدت توهمات او افزوده شد و پزشکان، بیماری او را اسکیزوفرنی در حال پیشرفت تشخیص دادند. او و زندگی‌اش در معرض نابودی قرار گرفتند به‌طوری‌که ناگزیر شد از همسرش جدا شود و در این حال، کرسی استادی خود در دانشگاه را نیز از دست داد. 

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۵ خرداد ۹۴ ، ۱۰:۲۵
مهدی اشرفی وند

«من در ساعت هشت صبح روز دوم ژانویه 1932 در کلاس دانشگاه شیکاگو دوباره زاده شدم؛ این بار به عنوان یک اقتصاددان.» اینها را پُل ساموئلسون، اقتصاددان و نوبلیست مشهور آمریکایی، در یادداشتی فقط چند روز پیش از مرگش در سیزدهم دسامبر 2009 نوشت. او را بی‌شک می‌توان تاثیرگذارترین اقتصاددان نیمه دوم قرن بیستم دانست. او نخستین نوبلیست آمریکایی در رشته اقتصاد بود. ده‌ها یا شاید صدها میلیون نفر از طریق کتاب درسی او با علم اقتصاد آشنا شدند.
پُل ساموئلسون، در واقع در پانزدهم می 1915، یعنی هفده سال پیش از تولد دوباره‌اش، در شهر گری از ایالت ایندیانا و در خانواده‌ای لهستانی‌‌تبار به دنیا آمد. خردسالی او همزمان بود با رکود 1919 تا 1921، سیل عظیم کارگران مهاجر از مکزیک و نوسانات اقتصادی آن سال‌ها در آمریکا. بدین ترتیب شاید بتوان زندگی او را از آغاز تا پایان، زندگی‌ کلان اقتصادی (macro-economic) دانست. او هنگامی که سیاست‌های پولی نمی‌توانستند برای حل رکود اقتصادی کاری بکنند، به شدت از هزینه گسترده دولت برای بیرون کشیدن اقتصاد از رکود حمایت می‌کرد. وقتی اوباما در اوایل سال 2009، چنین طرحی را -‌تا حدی به پیشنهاد لری سامرز، خواهرزاده ساموئلسون-‌ ارائه کرد، اقتصاددان 94ساله سریعاً حمایت خود را اعلام کرد.
هرچند ساموئلسون را معیاری آمریکایی برای اقتصاد کینزی می‌دانستند، اما او خودش را «کینزیِ کافه‌تریایی» می‌خواند؛ یعنی هر بخشی از اقتصاد کینزی را که مطلوب‌اش بود، برمی‌گزید. ترکیبی که او میان ایده‌های اقتصاد کینزی و کلاسیک ایجاد کرد، به «ترکیب نئوکلاسیک» مشهور است. او در کُرسی خود در دانشگاه ام‌آی‌تی و با ستون‌هایی که در نشریه نیوزویک می‌نوشت، خود را یک «میانه‌رو کودن» خطاب می‌کرد و به شدت مکتب شیکاگو و میلتون فریدمن را -‌که او هم در همان نشریه ستون می‌نوشت-‌ مورد نقد قرار می‌داد. ساموئلسون برخلاف شیکاگویی‌ها، بازار را کامل فرض نمی‌کرد.

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۲ خرداد ۹۴ ، ۱۰:۴۹
مهدی اشرفی وند

 کریستوفر پیزاریدس، اقتصاددان بریتانیایی قبرسی‌تبار، در 20 فوریه سال 1948 در نیکوزیای قبرس چشم به جهان گشود. او در سال 2010 به خاطر تلاش‌هایش در زمینه اقتصاد نیروی کار، موفق به دریافت جایزه نوبل اقتصاد شد. کار تحقیقی «تحلیل بازارها با وجود اصطکاک‌های شغل‌یابی» بود که این اقتصاددان را در 62‌سالگی به یک نوبلیست بدل کرد. پیزاریدس مدرک لیسانس و فوق‌لیسانس خود را در سال‌های ابتدایی دهه 70 از دانشگاه اِسِکس دریافت کرد. او سپس به مدرسه اقتصادی لندن راه یافت و توانست دکترای خود را از این دانشکده دریافت کند. رساله دکترای او با عنوان رفتار فردی در بازارهای با اطلاعات ناقص، با راهنمایی و نظارت اقتصاددان معروف ژاپنی، میشو موریشیما به اتمام رسید. سه سال پس از اخذ دکترا، این اقتصاددان به عنوان استاد در مدرسه اقتصادی لندن مشغول به کار شد. در همین زمان او به ریاست مرکز اقتصاد کلان بریتانیا نیز منصوب شد. شهرت اصلی پیزاریدس، به دلیل تلاش‌هایش در زمینه نظریه جست‌وجو و تطبیق در بازار نیروی کار است. موضوعات مطالعات او در واقع، مطالعه تعاملات بین بازار کار و اقتصاد کلان است. پیزاریدس به تکامل مفهوم تابع تطبیق که به تبیین گردش بیکاری و اشتغال در یک مقطع زمانی خاص اختصاص دارد، کمک شایانی کرده است. به علاوه او از جمله پیشتازان مطالعات تجربی این حوزه بوده که روی داده‌های مربوط به اقتصاد نیروی کار تخمین‌های تجربی انجام داده است. بسیاری معتقدند، تاثیرگذارترین مقاله پیزاریدس، مطالعه‌ای با عنوان خلق شغل و تخریب شغل در نظریه بیکاری بوده که با همکاری اقتصاددان فقید آمریکایی دیل مورتنسن نگاشته شده است. این مقاله که در مجله مروری بر مطالعات اقتصادی در سال 1994 به چاپ رسید، در واقع حاصل مطالعات و پژوهش‌های 20ساله این دو اقتصاددان در این حوزه بوده است. مدل ارائه‌شده از سوی این دو، که به مدل مورتنسن-پیزاریدس مشهور است، به طرز اعجاب‌آوری یکی از اصلی‌ترین مباحث کتاب‌های اقتصاد کلان در سال‌های اخیر بوده است. یکی دیگر از جنبه‌های قابل توجه پژوهش‌های پیزاریدس تالیف کتاب نظریه بیکاری تعادلی است که به یک منبع درسی متعارف در این شاخه از اقتصاد کلان تبدیل شده است. در این کتاب نیز پیزاریدس همان ایده خلق و تخریب درون‌زای شغل را دنبال کرده است. علاوه بر اینها، یکی از زمینه‌های مهمی که پیزاریدس در سال‌های اخیر بر روی آنها تمرکز داشته، اقتصاد رشد و شکست‌های ساختاری در اقتصاد کلان است.

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۳۱ فروردين ۹۴ ، ۲۱:۲۴
مهدی اشرفی وند
 
راجر کامونز
 

راجر کامونز (Rogers Commons) علاقه زیادی به ترکیب علوم اجتماعی (جامعه‌شناسی، روان‌شناسی، علوم سیاسی و تاریخ) با علم اقتصاد داشته است. او با تأکید بر نقش دولت و ساختارهای حقوقی در اقتصاد، از پیشگامان اقتصاد نهادگرای جدید می‌باشد.

آشنایی با زندگی راجر کامونز

راجر کامونز در سال 1862 در اوهایو، ایالات متحده آمریکا، به دنیا آمد. اعتقادات دینی کامونز باعث شد تا وی از همان اوایل جوانی طرفدار عدالت اجتماعی باشد. وی پس از فراغت از تحصیل از کالج اوبرلین به دانشگاه جان هاپکینز رفت و زیرنظر ریچارد الی مدرک دکترای خود را دریافت نمود و پس از آن در چند دانشگاه به تدریس مشغول شد. کارهای اولیه کامونز نشان می دهد وی به دنبال ترکیب میان ایده آل های مسیحیت و دو علم اجتماعی نوظهور اقتصاد و جامعه¬شناسی بود (www.wikipedia.org).       

 نظریات اقتصادی راجر کامونز

•    مکتب نهادگرایی: راجر کامونز علاقه زیادی به ترکیب علوم اجتماعی (جامعه‌شناسی، روان‌شناسی، علوم سیاسی و تاریخ) با علم اقتصاد داشته است. او نیز همچون وبلن، وجود تضاد منافع، به جای هماهنگی منافع، میان گروه‌ها را یک واقعیت بنیادی تلقی می‌کند و لذا برای دخالت دولت در جریان تعدیل منافع متضاد گروه‌های مختلف نقش مؤثری قایل است.

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۹ اسفند ۹۳ ، ۱۳:۵۶
مهدی اشرفی وند

 

 
 

    مدل دو‌بخشی یا همان مدل لوئیس یک مدل توضیحی در اقتصاد توسعه است که توسط سر آرتور لوئیس ارائه شده است. این مدل، رشد در کشورهای در حال توسعه را در قالب انتقال نیروی کار از بخش سنتی به بخش صنعتی و سرمایه‌داری توضیح می‌دهد.
     
    فروض مدل
    1- مدل فرض می‌کند کشورهای در حال توسعه دارای مازاد نیروی کار با بهره‌وری پایین در بخش کشاورزی است.
    2- این نیروهای کار در قبال دریافت دستمزد بیشتر جذب بخش صنعتی می‌شوند.
    3- همچنین این مدل فرض می‌کند دستمزد در بخش صنعتی کم و بیش ثابت است.
    4- کارآفرینان در بخش تولید سود کسب می‌کنند از آن جهت که در قیمت‌های بالاتر نرخ ثابت دستمزد معامله می‌کنند.
    5- مدل فرض می‌کند کارآفرینان سود به دست آمده را مجدداً در شکل سرمایه ثابت سرمایه‌گذاری می‌کنند.
    6- یک بخش پیشرفته تولیدی بدان معنی است که آن بخش تولیدی به طور کامل از شکل سنتی به صنعتی آن تغییر شکل داده باشد.
    7- مدل فرض می‌کند که اقتصاد دارای دو بخش: 1- سنتی یا کشاورزی 2- مدرن یا صنعتی است.
     
    توضیح تئوری
    آرتور لوئیس اقتصاد کشورهای توسعه‌نیافته را به دو بخش تبدیل می‌کند؛

    ۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۳ اسفند ۹۳ ، ۱۵:۱۶
    مهدی اشرفی وند

    پیشران توسعه 

     

     

     
       شهروند بریتانیایی، آرتور لوئیس در سال 1979، جایزه نوبل را به طور مشترک با شولتز برای «پژوهش‌های پیشگامانه در زمینه توسعه اقتصادی، با توجه ویژه به وضعیت کشورهای در حال توسعه» دریافت کرد. یکی از مهم‌ترین کارهای لوئیس مقاله او در سال 1954 است که در آنجا به بحث درباره مفهومی که خودش آن را «اقتصاد دوگانه» در کشورهای فقیر تعریف می‌کند، می‌پردازد. به گفته لوئیس اقتصاد کشورهای فقیر شامل دو بخش است، یک بخش «سرمایه‌داری» کوچک و یک بخش بسیار بزرگ سنتی (کشاورزی) است. کارفرمایان در بخش سرمایه‌داری کارگران را برای به دست آوردن پول بیشتر استخدام می‌کنند و از سوی دیگر کارفرمایان در بخش سنتی به دنبال حداکثر کردن سود خود نیستند و بنابراین کارگران زیادی را استخدام می‌کنند که همین باعث می‌شود بهره‌وری آنها پایین بیاید. (اولین سوالی که مطرح می‌شود این است که چرا کارفرمایان در بخش سنتی‌ این گونه رفتار می‌کنند، اقتصاددانان هنوز هم درباره توضیحات لوئیس با هم اختلاف‌نظر دارند.) لوئیس بر این اساس بحث می‌کند که مسیر حرکت کشورهای فقیر به توسعه، هدایت نیروی کار به بخش تولید صنعتی است، جایی که بهره‌وری در آن بیشتر است. سرمایه‌داران سود خود را پس‌انداز می‌کنند و از این پس‌انداز در گسترده کردن صنایع‌شان استفاده می‌کنند و همین است که به رشد اضافه خواهد کرد. لوئیس مدلش را بر مبنای این فرض گذاشت که کارگران در بخش کشاورزی هیچ پس‌اندازی نمی‌کنند، بنابراین تنها منبع پس‌انداز، پس‌انداز سرمایه‌داران در تولید است.
      ۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۳ اسفند ۹۳ ، ۱۵:۱۴
      مهدی اشرفی وند

      کندی، رییس‌جمهور سابق آمریکا، در بخشی از اولین سخنرانی ریاست‌جمهوری خود چنین گفت: «نپرسید که کشورتان چه می‌تواند برای شما انجام دهد، بپرسید شما چه می‌توانید برای کشورتان انجام دهید».

      chicago-keynese

       

      فریدمن به این عبارت چنین پاسخ می‌دهد: «عبارت پدرمآبانه کشورتان چه کاری می‌تواند برای شما انجام دهد، اشاره‌ای است به این نکته که دولت قیم شهروند است و شهروند تحت قیومیت دولت می‌باشد، اما این امر با اعتقاد انسان‌های آزاد که خود را حاکم بر سرنوشت خویش می‌دانند، در تضاد است. عبارت کلیشه‌ای شما چه کاری می‌توانید برای کشورتان انجام دهید نیز بیانگر این است که دولت ارباب یا خداست و شهروند نوکر یا مرید. ... انسان آزاد نمی‌پرسد کشورش چه می‌تواند برای او انجام دهد و نمی‌پرسد او چه می‌تواند برای کشورش انجام دهد؛ بلکه می‌پرسد: من و هموطنانم از طریق دولت چه می‌توانیم انجام دهیم تا بتوانیم از عهده مسوولیت‌های فردی برآمده، به اهداف جداگانه خویش نائل شویم و بالاتر از همه آزادی خود را حفظ کنیم؟ و نیز می‌پرسد: چه کنیم تا دولتی که خود می‌آفرینیم، تبدیل به یک فرانکشتاین نشود و آزادی‌ای که دولت برای پاسداشت آن به وجود آمده است، از بین نرود؟ آزادی گیاه ظریفی است».

      ۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۳ اسفند ۹۳ ، ۱۵:۱۳
      مهدی اشرفی وند

      بازگشت و واکاوی تاریخ علم اقتصاد، نه تنها پاسخی است به کنجکاوی عموم مردم در باب ماهیت مسائل متنوع اقتصادی و رویکردهای متنوع و جدال‌برانگیز اندیشمندان اقتصادی برای پاسخ به آنها، بلکه پاسخی است به نیاز ضروری جهت فهم بهتر مبانی تحلیل اقتصادی و درک رویکردهای متفاوت تحلیلی در اندیشه اقتصادی برای دانش‌آموختگان علم اقتصاد تا بر اساس این رهیافت به درک بهتر مبانی علم اقتصاد و رویکردهای متفاوت تحلیلی آن نائل آمده و در کشوری که از فقر اندیشه و تحلیل اقتصادی رنج می‌برد، بتوانند مسائل اقتصادی امروزمان را بهتر فهمیده و برای یافتن راه‌حل مسائل مبتلا به امروز با بینش روشن‌تری بیاندیشند. بر این اساس در سلسله مباحثی تحت عنوان «سفر به تاریخ علم اقتصاد؛ سفری برای همه» که به تدریج در صفحه اقتصاد سیاسی منتشر می‌شود، در حد توان در صدد پاسخگویی به این نیاز بر خواهیم آمد و به بازکاوی رویکردها و اندیشه‌های متفاوت مکاتب اقتصادی و اندیشمندان بزرگ علم اقتصاد خواهیم پرداخت. 

      همان‌طور که شرح آن رفت در دهه‌های اول قرن نوزدهم، خط مشی آزادی اقتصادی در فرانسه و انگلستان پیروز می‌گردد. در هر دو کشور، نظام قرارداد آزاد فردی معمول می‌گردد و هیچ قانون دولتی، آزادی مطلق اقتصادی را محدود نمی‌کند؛ آزادی عمل (Laisser Faire) و آزادی عبور (Laisser passer) که دو شعار اساسی سیاست اقتصادی و تجاری کلاسیک‌ها بود، همه جا فراگیر شده بود. چنین نظام صنعتی و کارخانه‌داری جدید، مولود اختراعات فنی و ماشینی تحت نظام بازار آزاد، با شکوه حیرت‌آوری گسترش می‌یابد. ولی در کنار این پیشرفت‌های درخشان، دو پدیده تازه و نگران‌کننده توجه‌ها را به خود جلب می‌کرد؛ اول گسترش یک طبقه فقیر و مسکین در مراکز عظیم تولید ثروت و دوم بحران‌های متوالی ناشی از مازاد تولید نسبت به مصرف. 

      ۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۲ اسفند ۹۳ ، ۱۱:۵۰
      مهدی اشرفی وند

      بازگشت و واکاوی تاریخ علم اقتصاد، نه تنها پاسخی است به کنجکاوی عموم مردم در باب ماهیت مسائل متنوع اقتصادی و رویکردهای متنوع و جدال‌برانگیز اندیشمندان اقتصادی برای پاسخ به آنها، بلکه پاسخی است به نیاز ضروری جهت فهم بهتر مبانی تحلیل اقتصادی و درک رویکردهای متفاوت تحلیلی در اندیشه اقتصادی برای دانش‌آموختگان علم اقتصاد؛

      تا بر اساس این رهیافت به درک بهتر مبانی علم اقتصاد و رویکردهای متفاوت تحلیلی آن نائل آمده و در کشوری که از فقر اندیشه و تحلیل اقتصادی رنج می‌برد، بتوانند مسائل اقتصادی امروزمان را بهتر فهمیده و برای یافتن راه‌حل مسائل مبتلا به امروز، با بینش روشن‌تری بیاندیشند. بر این اساس در سلسله مباحثی تحت عنوان «سفر به تاریخ علم اقتصاد؛ سفری برای همه» که به تدریج در صفحه اندیشه اقتصاد منتشر می‌شود، در حد توان در صدد پاسخگویی به این نیاز بر خواهیم آمد و به بازکاوی رویکردها و اندیشه‌های متفاوت مکاتب اقتصادی و اندیشمندان بزرگ علم اقتصاد خواهیم پرداخت.

      مقدمه
      نظریه اقتصادی که در قامت ریکاردو و سی تکامل یافت و بعدها بنا به رده‌بندی خود کینز به اقتصاد کلاسیک مشهور شد، بیش از یک قرن جریان غالب اندیشمندان اقتصادی بود. در قرن نوزدهم با وجود سر برآوردن نحله‌های فکری معارض مکتب کلاسیک اعم از سوسیالیست‌ها، مکتب تاریخی، مکتب ملی‌گرایی، مکتب نهادگرایان قدیم و مانند آن، جریان رسمی علم اقتصاد تحت آموزه‌های کلاسیک به رشد و نمو خود به خصوص در تحلیل‌های اقتصاد خرد ادامه داد؛ در این سیر به خصوص نقش ماریژینالیست‌ها که به نئوکلاسیک‌ها نیز معروف شدند، چشمگیر بود. سیر وقایع تاریخ اندیشه اقتصادی، یک قرن بعد از ریکاردو به جان مینارد کینز و اثر بزرگ او «نظریه عمومی اشتغال، بهره و پول» ختم شد که به اذعان بسیاری از اقتصاددانان، یک انقلاب بزرگ در علم اقتصاد بود. کینز به صف‌آرایی در برابر کلاسیک‌ها پرداخت و حتی با رجوع به تاریخ اندیشه اقتصادی، متحدینی نیز در میدان مبارزه با کلاسیک‌ها یافت. مرکانتیلیست‌ها، ماندوویل و به خصوص توماس رابرت مالتوس، کسانی هستند که کینز در برابر کلاسیک‌هایی چون ژان باتیست سی و به خصوص دیوید ریکاردو، آنان را دوباره زنده می‌کند و به تحسین‌شان قلم‌فرسایی می‌نماید. بعد از کینز، جریان رسمی علم اقتصاد به دو جریان فکری تقسیم شد که یکی در نهایت از آموزه‌های مکتب کلاسیک برمی‌خواست و دیگری از آموزه‌های جان مینارد کینز، به نحوی که این دو جریان فکری در اقتصاد مرسوم تا به امروز نیز تداوم یافته است. کینز انقلابی را به راه انداخت که به واسطه آن، حداقل به مدت چند دهه، بدل به فرمانده جریان غالب در علم اقتصاد مرسوم گشت؛ با وجود اینکه در دهه‌های اخیر تفوق با جریان کلاسیک بوده است، اما با بروز بحران اقتصادی اخیر در سال 2008، کینزین‌ها بار دیگر احیا شده‌اند. 

      ۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۲ اسفند ۹۳ ، ۱۱:۴۸
      مهدی اشرفی وند

      اقتصاددان و جامعه شناس بزرگ ایتالیایی از پدر ایتالیایی و مادر فرانسوی در سال 1848 در شهر پاریس دیده به جهان گشود.

      wilfred-partoنام پارتو در اقتصاد با «موقعیت بهینه پارتو» مشهور است. «موقعیت‌بهینه‌پارتو» به وضعیتی گویند که در یک جامعه، وضعیت و موقعیت یک فرد بدون بدتر شدن موقعیت فرد دیگر، تحقق پیدا نمی‌کند.

      پارتو در کنار ماکس وبر‌، یکی از جامعه شناسان معروف جهان به‌شمار می‌رود. او در زمینه جامعه شناسی‌، مطالبی راجع به چگونگی تحول نظام سیاسی، چرخش نخبگان، انقلاب و تحول اجتماعی، نظریه‌هایی ابراز نموده است. جالب است که اقتصاددانان او را جامعه شناس و جامعه شناسان او را اقتصاددان می‌دانند. پارتو که یکی از پیروان مکتب اقتصادی لوزان به‌شمار می‌آید، در سال 1893، کرسی درس اقتصاد را در دانشگاه لوزان در اختیار گرفت و جانشین لئون والراس (بانی نظریه اقتصاد رفاه) گردید.

      به‌نظر پارتو قوانین و قواعد جامعه شناسی به صورت دگم عمل می‌کنند. او اعتقاد دارد «کسی که معتقد است به حقیقت دست یافته است، نمی‌تواند باور کند که در دنیا حقایق دیگری نیز می‌تواند وجود داشته باشد.»

      ۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۵ اسفند ۹۳ ، ۱۲:۳۰
      مهدی اشرفی وند

       دیدگاه اقتصادی یا سیاسی یک فرد، چیزی جز تظاهریافتن ناخودآگاه منافع طبقاتی او نیست. این استدلال که به نام «جامعه‌شناسی دانش» برکشیده شده است، چنین نتیجه می‌گیرد که برخی نظرات را می‌توان نادیده گرفت، چون آنها چیزی جز انعکاس منافع شخصی کسانی که به آن نظرات اعتقاد دارند نیست. برای مثال، طبقه سرمایه‌دار از حق آزادی داشتن حمایت می‌کند؛ فقط به این خاطر که در چنین شرایطی آزاد است تا با بهره‌کشی و فرصت‌طلبی، ثروتمند شود. این استدلال در حالت افراطی‌گونه خود، فلسفه، هنر، ادبیات و فرهنگ را رد می‌کند چون که اینها نیز چیزی بیش از تظاهر یافتن نفع شخصی هم‌آنانی که آن‌ها را به‌وجود آوردند نیستند. برای مثال مکتب ساخت‌شکنی فرض می‌گیرد که هر گونه نقل و روایت از چیزی، فقط سونگری ایدئولوژیک را بازتاب داده و تاریخ فقط در مورد قدرت و سلطه است.

      این تفکر اساسا ضد روشنفکری و ضد عقل است و چنین می‌انگارد که انسان‌های دارای منافع خاص، حرفی برای گفتن ندارند. برای مثال شاید یک قاتل محکوم به اعدام استدلال‌های خوبی علیه مجازات مرگ بیاورد، اما بر اساس این تز، هرگز نباید به حرف او توجهی کرد، چون او تنها بازگوکننده منافع شخصی خود است.

      این تحلیل، مستمسک کسانی است که در استدلال شکست خورده‌اند. وقتی که منطق و واقعیات نشان می‌دهد نظرات آنها بر خطا است آنها با گفتن اینکه این فقط منطق «بورژوازی» است و هیچ واقعیتی وجود ندارد صرفا یک سری تجربیات داریم در مقام پاسخ دادن برمی‌آیند. در دنیای واقع، هم استدلال و هم شواهد موجود به نفع کسانی است که به خلاقیت به‌دست آمده از آزادی و کارآفرینی آزاد اشاره می‌کنند و نیز به دستاوردهای محکم و پایداری که چنین جوامعی در مقایسه با نظام‌های رقیب به‌دست آوردند.

      ۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۵ اسفند ۹۳ ، ۱۲:۲۹
      مهدی اشرفی وند

      جوزف یوجین استیگلیتز، اقتصاددان معروف آمریکایی، روز نهم فوریه 1943 میلادی در شهر گری1 ایالت ایندیانا چشم به جهان گشود. در سال 1967 مدرک دکترای خود را از دانشگاه ام‌آی‌تی دریافت کرد و سه سال بعد استاد‌تمام دانشگاه ییل شد. 1979 سالی بود که جایزه جان باتیس کلارک از سوی انجمن اقتصادی آمریکا به استیگلیتز اهدا شد. این جایزه به اقتصاددانان کمتر از 40 سال داده می‌شود که در پیشبرد حوزه‌های مختلف علم اقتصاد موثر واقع شده‌اند. استیگلیتز در سال 2001 و در سن 58‌سالگی به خاطر مدل تحلیل بازار مبتنی بر اطلاعات نامتقارن موفق به دریافت جایزه نوبل شد. شهرت اصلی او به دلیل نگاه نقادانه‌اش به مدیریت جهانی، بازار آزاد و برخی نهادهای بین‌المللی مانند صندوق بین‌المللی پول و بانک جهانی است. یک سال پیش از دریافت جایزه نوبل، یعنی در آغاز هزاره سوم میلادی، استیگلیتز نهادی برای گفت‌وگوهای سیاستی را در دانشگاه کلمبیا پایه‌گذاری کرد که تمرکز اصلی آن بر توسعه بین‌الملل و معضلات پیرامون آن است. در همین سال او به عضویت هیات علمی این دانشگاه درآمد و دو سال بعد به مرتبه استاد‌تمامی در دانشگاه کلمبیا رسید. همچنین او ریاست کمیته تفکر جهانی را در دانشگاه کلمبیا بر عهده دارد. به‌علاوه او در ام‌آی‌تی، پرینستون و استنفورد نیز سابقه تدریس دارد. استیگلیتز یکی از نویسندگان برجسته برای «پنل بین‌دولتی در زمینه تغییرات آب و هوایی»2 در سال 1995 بود که منجر به اعطای جایزه نوبل صلح در سال 2007 به این نهاد شد. علاوه‌بر همه اینها، مجله معتبر تایم در سال 2011 نام استیگلیتز را در میان صد شخصیت تاثیرگذار جهان قرار داد. با این مقدمه، در ادامه به بررسی ابعاد مختلف شخصیت استیگلیتز می‌پردازیم.

      بعد علمی
      در سال 2001، جوزف استیگلیتز، جرج اکرلوف و مایکل اسپنس «برای تجزیه و تحلیل بازارهایی با اطلاعات نامتقارن» مشترکاً جایزه نوبل کسب کردند. مشخصاً، بازار با اطلاعات نامتقارنی که استیگلیتز آن را بررسی کرد، بازار بیمه بود. به لحاظ آکادمیک، استیگلیتز نظریه‌های مختلفی را در زمینه اقتصاد رشد، اقتصاد اطلاعات، کالاهای عمومی، نظریه بازی، جهانی‌سازی، چسبندگی دستمزد و... دارد.

      ۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۳ اسفند ۹۳ ، ۱۲:۰۴
      مهدی اشرفی وند
      تئودور شولتز
       

       

      تئودور شولتز (Theodore W. Schultz) اقتصاددانی است که آثار او در اقتصاد کشاورزی و به ویژه تجزیه و تحلیل سیاست‌های کشاورزی در کشورهای در حال توسعه موجب شد که جایزه نوبل در اقتصاد را در سال 1980 همراه با آرتور لوییس نصیب خود کند. جدا از کارهای خود، شولتز در اشاعه آثار و عقاید دیگران سهم زیادی دارد. او گرچه مبدع نظریه سرمایه انسانی نیست، ولی در نطقی تحت عنوان «سرمایه‌گذاری در سرمایه انسانی» که در سال 1960 به مناسبت انتخاب خود به ریاست انجمن اقتصاددانان آمریکا ایراد نمود،‌ توجه عموم مراکز تحقیقاتی را به این موضوع جلب کرد و لذا شاید بتوان او را پدر نظریه سرمایه انسانی به حساب آورد.

      آشنایی با زندگی تئودور شولتز

      شولتز در سال 1902 در شهر آرلینگتون در ایالت داکوتای آمریکا و در یک خانواده آلمانی‌الاصل متولد شد و در رشته اقتصاد کشاورزی در دانشگاه داکوتای جنوبی تحصیل کرد و لیسانس خود را در سال 1926 گرفت. او برای ادامه تحصیل به دانشگاه ویسکانسین رفت و در سال 1928 فوق لیسانس و در سال 1930 دکترای خود را از این دانشگاه گرفت. اولین کار تدریس او در کالج دولتی آیووا بود که توانست تعداد قابل ملاحظه‌ای از اقتصاددانان جوان را در این کالج که اقتصاد کشاورزی را با جامعه‌شناسی روستایی ترکیب کرده بود، گرد آورد. او در سال 1943 به استادی دانشگاه شیکاگو رسید و در یک دوره ده ساله چهار کتاب انتقادی در مورد برنامه‌های کشاورزی آمریکا منتشر کرد که آخرین آن کتاب درسی مهمی است تحت عنوان "تشکیلات اقتصادی کشاورزی" که در سال 1953 منتشر شد. کتاب مهم دیگری که شولتز در اقتصاد آموزش و پرورش تالیف کرد، "ارزش اقتصادی آموزش و پرورش" نام دارد که در سال 1963 انتشار یافت.

      ۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۸ بهمن ۹۳ ، ۱۲:۴۶
      مهدی اشرفی وند

      زندگینامه جرج استیگلر به قلم خودش

      George-Stigler

       

      جرج جوزف استیگلر یکی از مطرح‌ترین اقتصاددان قرن بیستم، به تاریخ 17 ژانویه 1911 در آمریکا به دنیا آمد. از او به همراه میلتون فریدمن به عنوان یکی از کلیدی‌ترین رهبران مکتب شیکاگو در اقتصاد یاد می‌شود. او یکی از پایه‌گذاران اصلی «تئوری اقتصادی اطلاعات و انحصارات چندجانبه» و همچنین تجزیه و تحلیل اقتصادی مقررات و تنظیمات دولتی و بخش عمومی است. استیگلر در سال 1982 برنده جایزه نوبل در اقتصاد شد. او همچنین در تاریخ اول دسامبر سال 1991 در شهر شیکاگو آمریکا دیده از جهان فروبست. در ادامه زندگینامه وی را که به قلم خودش برای آکادمی نوبل (در سال 1982) نگاشته شده است، می‌خوانیم.

      من در سال 1911، در رنتون واقع در حومه شهر سیاتل در ایالت واشنگتن به دنیا آمدم. من تنها فرزند جوزف و الیزابت استیگلر بودم که به صورت جداگانه در اواخر قرن نوزدهم به آمریکا مهاجرت کرده بودند. پدر من اهل باواریا (ایالتی در جنوب کشور آلمان) بود و مادرم در کشوری که در گذشته امپراتوری اتریش-مجارستان نام داشت، به دنیا آمده بود.

      ۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۹ بهمن ۹۳ ، ۱۱:۵۴
      مهدی اشرفی وند

      کولین لِیز ترجمه: آرمان شهرکی

      development.jpg

       

      دانشمند علوم سیاسی، کولین لِیز (Colin Leys) .......تئوری توسعه را در آشفتگی عمیقی میبیند. لیز میگوید که بلندپروازیهای عملی تئوری توسعه، آب رفته اند؛ اگرچه آنچه که در معرض خطر است نیز مهم میباشد: چیز بیمقداری در این حد که مردم بتوانند دسته جمعی عمل نموده تا سرنوشت خویش را بهبود بخشند." لیز از این واهمه دارد که امکانهای ایجاد شده توسط تغییر، کوچک هستند مگر اینکه نیروهای بازار جهانی- " بازارهای آزاد" عصر نئولیبرال- تحت کنترل دموکراتیک قرار گرفته و رام شوند؛ " مطیع یک نظام نوین از مقررات ملی و بین المللی." لیز استدلال میآورد که تئوریهای نوین توسعه با بلندپروازهای کلانتر، بازگشت به خاستگاههای کلاسیک نظریه توسعه، و صراحت بیشتر پیرامون تعهدات سیاسی نسبت به آنچه که از دهه 1950 واجد آن بودند؛ باید با این موضوع مواجه شوند. او یک بازبینی میان - رشته ای از تاریخ تئوری توسعه، همراه با تغییرات در اقتصاد جهانی، و پنج مسیر اساسی پژوهش، در پاسخ به بحران ایجاد شده در تئوری توسعه از اواخر دهه 1980، پیش میکشد. رهیافتهای آخری از التقاط گرایی تا تئوری گزینش عقلایی، نظریه وابستگی، و پسا-ساختارگرایی، امتداد می یابد.

      ۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۴ بهمن ۹۳ ، ۱۰:۴۷
      مهدی اشرفی وند

      جیمز مید (James Meade) به عنوان پدر مکتب اقتصاد اتریشی شناخته می‌شود. این بدان خاطر است که وی توانسته دو ستون اصلی اقتصاد اتریشی را بنا نهد؛ نخست، منگر به توسعه نظریه ذهنی ارزش کمک کرده است. دوم، منگر از روش‌شناسی انتزاعی- قیاسی برای علم اقتصاد در مقابل مکتب تاریخی دفاع کرده است. 
      بیشتر اقتصاددانان میراثی از ایده‌ها و نظریات از خود به‌جای می‌گذارند که مورد پذیرش سایر اقتصاددانان قرار گرفته و به عنوان بخشی از آموزه‌های علم اقتصاد، به نسل‌های بعدی تدریس می‌شوند. اما تعداد اندکی از اقتصاددانان هستند که جرأت می‌کنند پای خود را از اقتصاد جریان غالب و متعارف فراتر گذاشته و برای خود دانشجویان و پیروان جدیدی پیدا کنند. کارل منگر از معدود اقتصاددانانی است که در هر دو طبقه فوق جای می‌گیرد. وی با کشف مفهوم مطلوبیت و اصل نزولی بودن مطلوبیت نهایی، در زمره اقتصاددانان گروه اول، و با بنیانگذاری مکتب اتریش، در زمره اقتصاددانان گروه دوم قرار دارد.

      آشنایی با زندگی جیمز مید

      جیمز مید در سال 1907 در انگلستان متولد شد و پس از تحصیلات اولیه در زبان‌های لاتین و یونانی در دانشگاه آکسفورد به دانشکده جدید فلسفه، اقتصاد و سیاست تغییر رشته داد و پس از دو سال تحصیل در آنجا برای ادامه تحصیل به کمبریج رفت. او در سال 1930 به تدریس در کالج هرتفورد پرداخت، لیکن کماکان در محفل هواداران کینز در دانشگاه کمبریج باقی بود. او از نخستین کسانی است که افکار کینز را در کتاب درسی خود تحت عنوان مبانی تجزیه و تحلیل و سیاست اقتصادی مورد استفاده قرار داد. این کتاب تنها چند ماه بعد از کتاب مشهور کینز یعنی نظریة عمومی منتشر شد.

      ۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۲ بهمن ۹۳ ، ۱۲:۲۴
      مهدی اشرفی وند

       

      هربرت مارکوزه ترجمة مهرداد امامی
      map1942world1600.jpg

      *یادداشت مترجم: متن حاضر را باید تماماً در ظرف زمانی نگارش آن مورد نظر قرار داد. سال 1947: دو سال پس از پایان جنگ جهانی دوم و شکست فاشیسم هیتلری و قدرت یابی فزایندة شوروی و تقویت پندارهای «ظهور جامعة آتی کمونیستی» از دل «سوسیالیسم واقعاً موجود» در قالب سوسیالیسم دولتی شوروی. مارکوزه این تزها را با چنان قطعیتی نسبت به آیندة سوسیالیستی جهان نگاشته که امروزه حتی خوش باورترین طرفداران سوسیالیسم هم به چنین نحوی دَم از آن نمی زنند. دفاع شدید او از «اردوگاه شوروی»، نقد رادیکال احزاب کمونیستی پس از جنگ دوم، و ارائة راهکارهایی برای براندازی رادیکال نظام سرمایه داری از جمله ویژگی های متن پیش روست. این تزها همان طور که در یادداشت ویراستار مجموعه نیز ذکر شده، نه در آرشیو آثار مارکوز بلکه در آرشیو ماکس هورکهایمر پیدا شده اند و نام مشخصی ندارند، اما ویراستار جلد نخست مجموعه آثار مارکوزه، داگلاس کلنر، نام «33 تز» را بری آن ها برگزیده و ما نیز عنوان «33 تز در باب وضعیت جهان پس از جنگ دوم» را برای آن انتخاب کردیم.
      *یادداشت ویراستار: این دست نوشته ای که آن را «33 تز» می نامم، بدون عنوان مشخصی در آرشیو ماکس هورکهایمر یافت شده  و در گوشة بالا سمت راست آن با دست نوشته شده «هربرت مارکوزه، فوریه 1947». در مرکز صفحه نوشته شده «بخش نخست». این دست نوشته شامل 33 تز در باب وضعیت کنونی جهان می-شود که قرار بود به عنوان مقدمه ای برای آغاز به کار مجددِ احتمالی مجلة موسسة تحقیقات اجتماعی به کار رود. هر چند نامة 17 اکتبر 1947 به هورکهایمر نشان می دهد که مارکوزه در حال کار بر روی تزهاست، اما این دست نوشته در آرشیو خود مارکوزه پیدا نشده است. از این رو، ما پیش نویس فوریة 1947 را که در آرشیو هورکهایمر یافت شده، منتشر می کنیم. با تشکر از گانزلین اشمید نوئر به خاطر در دسترس قرار دادن این سند.

      ۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۲ بهمن ۹۳ ، ۱۲:۲۲
      مهدی اشرفی وند

      ترجمه ی پرویز صداقت

       

      اشاره‌ی مترجم
      از اوایل دهه‌ی 1980 جریان غالب در مباحث دانشگاهی و سیاست‌های توسعه‌ای، دیدگاه نولیبرالی بوده است. این دیدگاه در سطح گسترده‌ای نقد شده اما در چارچوب اقتصاد متعارف دانشگاهی کم‌وبیش می‌توان مدعی شد که بدیلی در برابر آن ارائه نشده بود. در مقابل، دیدگاه «توسعه‌گرا»، دیدگاه غالب در اقتصاد توسعه طی دهه‌ی 1940تا اواخر دهه‌ی 1970 است که از دهه‌ی 1980 بدین‌سو به حاشیه رانده شد. در سال‌های اخیر، از سویی، شکست برنامه‌های تعدیل ساختاری، به ویژه در کشورهای امریکای لاتین و از سوی دیگر بحران بزرگ مالی 2007-2008، بار دیگر به تجدید حیات دیدگاه‌ توسعه‌گرایانه‌ی دهه‌های پیش انجامیده است. توسعه‌گرایی جدید دیدگاه بدیل جدیدی است که طی سال‌های اخیر نفوذ گسترده‌ای در نظریات و سیاست‌های توسعه‌ای و علاوه بر آن در محافل دانشگاهی و علمی یافته است.  
      بیست و چهارم و بیست و پنجم ماه مه سال 2010، گروهی از اقتصاددانان که رویکرد اقتصاد کلان کینزی و توسعه‌‌ی ساختارگرایانه داشتند در سائوپائولو گرد آمدند تا به بحث درباره‌ی 10 تز توسعه‌گرایی جدید بپردازند. منظور از توسعه‌گرایی جدید، اصطلاحی است که در سال‌های اخیر در توصیف راهبردهای توسعه‌ی ملی از آن استفاده می‌شود که کشورهای میانه‌درآمد امروز از آن بهره می‌برند یا برای پیشبرد توسعه و اعتلای اقتصادی باید از آن بهره ببرند.(1)
       

      ۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۵ بهمن ۹۳ ، ۱۲:۳۲
      مهدی اشرفی وند

       

      saedlu.jpg

       اقتصاددان و استاد دانشگاه
      1309-1389


      در روزهای پایانی مردادماه 1389(20 اوت 2010)، دکتر هوشنگ ساعدلو، در میان سکوت رسانه‌ها و محافل دانشگاهی و پژوهشی ایران، درگذشت. او طی چند دهه یکی از برجسته‌ترین استادان دانشگاه تهران بود

      و به نسلی از پژوهندگان ایرانی تعلق داشت که در کنار دانش نظری گسترده، با مطالعه‌‌ی نظری و میدانی پیوسته در اقتصاد و تاریخ و فرهنگ ایران، دانشی عمیق از مناسبات اقتصادی و جامعه‌ی ایرانی ارائه کردند.
      هوشنگ ساعدلو در سال 1309 زاده شد. در فضای پرالتهاب دهه‌ی 1320 دل‌مشغولی‌هایی سیاسی و اجتماعی یافت که تا آخرین دم با وی بود. به سهم خود در جنبش ملی‌شدن صنعت نفت مشارکت داشت و در پی سفر به اروپا در دهه‌ی 1330، از زمره‌ی نخستین نسل کوشندگان سیاسی در کنفدراسیون دانشجویان ایرانی خارج از کشور بود. او همچنین از بنیانگذاران جامعه‌ی سوسیالیست‌های ایرانی در اروپا، جامعه‌ی سوسیالیست‌های نهضت ملی ایران و جامعه‌ی ملی دانشگاهیان ایران به شمار می‌رود.

      ۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۳ بهمن ۹۳ ، ۱۴:۰۴
      مهدی اشرفی وند
       
      aristotle3.jpg

      فلسفه اقتصادی ارسطو برای حفظ ثبات، ایجاد هماهنگی و عدالت اجتماعی در یک جامعه سنت گرا مطلوب بود (تفضلی، 1381: 116). از نظر او آدمیان افرادی منزوی و تنها نیستند و فضایل انسانی را گوشه نشینان منفرد نمی توانند به حیطه عمل در آورند. ارسطو می گوید: "آدمی به طبع جانوری اجتماعی است". این سخن اتفاقی به زبان نیامده و بخشی از نظریه ای در زیست شناسی است. "جانوران اجتماعی آنچنان جانورانی اند که وجه مشترک شان فعالیت واحد است (مانند مورچگان و زنبورها)، خصوصیت آدمیان در قیاس با جانوران دیگر این است که فقط ایشان قادر به ادراک خوب و بد و عدل و ظلم و بقیه امورند و بهره مندی از این چیزهاست که خانوار و دولت را پدید می آورد (نوسباوم، 1389: 121). بنابراین انسانها نمی توانند در انزوا زندگی کنند و نتیجتا به حکم طبیعت به صورت گروهی دور هم جمع می شوند و شهرها را بوجود می آورند، بنابراین "شهر پدیده ای است طبیعی" (تفضلی، 1381: 116).   بر خلاف افلاطون که افراد و خانواده را در جامعه مستهلک می ساخت و سعادت جامعه را منظور قرار می داد، ارسطو افراد را اصل می دانست، چه هیات اجتماعیه که وجود مستقل از افراد ندارد، بدون سعادت افراد چگونه می تواند سعادتمند شود. او به اصالت فرد بیش از اصالت جمع عقیده داشت. به نظر او نفع فردی و خانوادگی قبل از نفع عمومی موجب تحرک و فعالیت اقتصادی است. او منتقد رژیم اقتصادی بود که ما امروز "سرمایه داری" می نامیم. از اقتصاد پولی تنقید می کرد و به اقتصاد طبیعی دلبسته بود. به نظر او پدر خانواده وقتی که برای رفع نیازمندی های خانواده خود تولید می کند یک عمل اقتصادی طبیعی انجام می دهد ولی کسی که می خرد برای آنکه گرانتر بفروشد قصد سوداگری و ثروتمند کردن خود را دارد. او مخالف سرسخت رباخواری بود (قدیری اصلی، 1387: 17). ارسطو پول را عنصری عقیم دانسته لذا بهره مربوط به پول قرضی را ممنوع می دانست (دادگر، 1385: 93). پول از نظرش یک وسیله مبادله بوده و وجود آن به منظور تسهیلات مبادلات در جامعه است و به خودی خود مولد نیست و ربحی که در ازای آن گرفته می شود خلاف طبیعت است. ارسطو موافق مالکیت ارضی در چارچوب خانواده بود. به نظر وی ثروت آن چیزی است که برای رفع نیازمندی ها به کار آید و زاید بر آن ثروت محسوب نمی شود (قدیری اصلی، 1387: 17).

      ۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۳۰ دی ۹۳ ، ۱۷:۰۷
      مهدی اشرفی وند