جادوی اقتصاد

منشور خبری تحلیلی اقتصاد ایران و جهان

جادوی اقتصاد

منشور خبری تحلیلی اقتصاد ایران و جهان

زندگی بر پایه اقتصاد

۵۸ مطلب با موضوع «تاریخچه اقتصاد ایران» ثبت شده است

کنسول بریتانیا در بیرجند قدیم
 

سرچارلز ادوارد بیت در 1849 متولد شد. پدرش کشیش بود. او در سال 1867 جزو فوج 49 پادشاهی انگلیس بود. از 1871 تا 1906 در هند و غالبا در قسمت شمال غربی خدمت می‌کرد و بین سال‌های 1900 تا 1904 مفتش حکومت و کمیسیونر اصلی بلوچستان بود. در ژوئیه سال 1893 کفیل کنسولگری مشهد شد و از سپتامبر 1896 تا دهم فوریه 1897 سرکنسول مشهد شد. در 1901 به درجه سرهنگی رسید و از کارگزاران هندوستان و سیاستمدار انگلیسی بود. در سال 1940 درگذشت.

***
بخش اول
خراسان و سیستان
قندهار، فراه و هرات
در پنجم آوریل 1893 م. چمن ایستگاه مرزی بریتانیا در بلوچستان را به‌عنوان نماینده ملکه انگلیس جهت رفع اختلاف با دولت روسیه بر سر مساله رود کشک در شمال هرات ترک گفتم و همچنین ملزم شدم تا بعد از انجام این مهم به‌عنوان نماینده حکمران کل هندوستان و سرکنسول بریتانیا در ایالت خراسان و سیستان به مشهد بروم.
از طرف تنی چند از افسران هنگ چهلم پاتان بدرقه شدیم. محافظت ما را نیز سواران هنگ ششم بمبئی به‌عهده داشتند تا به مرز رسیدیم و مورد استقبال عبدالحمیدخان یک تاجیک اهل لوگار که از طرف امیر با در اختیار داشتن گروهی متشکل از سی سواره نظام افغانی و بیست سرباز پیاده مامور حفاظت و همراهی ما تا قندهار شده بود، قرار گرفتیم. در حالی‌که سرگرم خداحافظی با همقطاران انگلیسی خود بودم سواران افغانی نیز خود را برای شروع حرکت آماده می‌ساختند. چیزی نگذشته بود که برای چهارمین بار در عمرم خود را درگیر سفری در خاک افغانستان یافتم. به‌زودی با محافظان افغانی خود آشنا و صمیمی شدیم. تمام کسانی که تاکنون تحت محافظت سواره نظام‌های افغانی سفر کرده‌اند با من هم عقیده‌اند که سربازان افغانی به شرط آنکه با آنها درست رفتار شود دوستانی خوب و همسفرانی بی‌نظیر هستند. شاید شادتر، صمیمی‌تر و باخلوص‌تر از سوارهای افغانی نتوان در تمام خاک افغانستان پیدا کرد.

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۷ فروردين ۹۴ ، ۰۹:۳۸
مهدی اشرفی وند

 

اشاره: شاپور یکم، پسر اردشیر ساسانی در 12آوریل سال 240 میلادی تاجگذاری کرد. او یکی از فرمانروایان بزرگ روزگار خود بود. آرمینه زهرابیان پژوهشگر ارشد بخش سکه‌شناسی موزه تاریخ ارمنستان در مقاله‌ای به یکی از سکه‌های دوران شاپور اول پرداخته که بخش‌هایی از آن را با ترجمه محمد افقری می‌خوانید: 
اخیرا بخت آن را داشته‌ایم که یک سکه منحصر به فرد از شاپور اول را مشاهده کنیم. متاسفانه موقعیت این سکه در حال حاضر بر ما معلوم نیست. در نگاه اول این سکه مانند سکه‌های معمول عصر شاپور اول به نظر می‌رسد (به ویژه در بررسی پیکرنگاری). ولی دقت در بعضی جزئیات این گمان را به وجود می‌آورد که این سکه برای موقعیت به خصوصی ضرب شده باشد. شاپور اول از ابتدای حکومتش سیاست منطقه‌ای پادشاه پیش از خود، اردشیر اول را پی‌ گرفت. یکسری از پیروزی‌ها در برابر امپراتوری روم راه را برای فتح ارمنستان باز کرد که پیروزی اصلی ایران ساسانیان در غرب بود. شاپور اول پیروزی‌های شکوهمندش را در تندیس‌های سنگی به نمایش گذاشت و درنتیجه‌ توفیق سیاستش عنوان جدید «شاهنشاه ایران و انیران» را به دست آورد. ت. نولدکه نوشته است: «در کتیبه‌ها، شاپور اول خود را شاهنشاه ایران و انیران و پدرش را تنها شاهنشاه ایران خوانده است. پس می‌توان چنین نتیجه گرفت که شاپور اول بسیار فراتر از مرزهای قلمروی خود، خارج از سرزمینی که در آن زمان ایران می‌نامید قدم گذاشته بود.

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۲ فروردين ۹۴ ، ۱۱:۵۳
مهدی اشرفی وند

محمد رزمجو
تا پیش از مذاکرات ایران با کشورهای کنسرسیوم نفتی در دوران امینی که وضعیت نفت ایران کمی نسبت به دوران دکتر محمد مصدق در جایگاه بهتری قرار گرفت، ایرانیان اطلاعات زیادی درباره قواعد و قوانین بین‌المللی حاکم بر اکتشاف، استخراج و خرید و فروش نفت نداشتند. حتی گرد و غباری که پیرامون ملی شدن نفت برپا شد و منجر به بیرون راندن انگلیسی‌ها از منابع نفتی ایران شد بسیاری از واژه‌ها و عبارات حقوقی در مفاد قراردادهای نفتی بین ایران و شرکت نفت ایران ـ انگلیس برای دست‌اندرکاران ایرانی امور نفت نیز چندان معنای خاصی نداشت. ملی شدن نفت و اثرات و تبعات مترتب بر آن و حضور ایران در اوپک باعث شد که به تدریج ایران به‌صرف اهمیت جایگاه خود در منطقه، به قواعد و عرف بین‌المللی نسبت به این امر را دریابد. 

کتاب یادداشت‌های فواد روحانی گردآوری غلامرضا تاجبخش و فرخ نجم آبادی اثری است یکتا و درخور اهمیت در حوزه نفت و کشورهای صادرکننده آن.

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۱ فروردين ۹۴ ، ۲۳:۲۳
مهدی اشرفی وند

مجید یوسفی
بخشی از گزارش سرمورتیمر دوراند که در اواخر سال‌های قرن نوزدهم از ایران تهیه شده است:
.... ایران بسیار بد اداره می‌شود و شرایط کلی‌اش رضایت‌بخش نیست. وضع مالی‌اش خراب است. منابعش دست نخورده مانده است و تجارتش رونقی ندارد. بعضی نشانه‌های شورش و ناآرامی در کشور هم دیده می‌شود. ضمنا ارتشی هم وجود ندارد که دولت بتواند با استفاده از آن اقتدار خود را حفظ کند. نفوذ روسیه، که در مقابل ما قرار دارد، در تهران غالب است و گمان می‌رود بر ضد منافع کشور باشد. هیچ محکمه قضایی قابل اعتمادی نیست... 
***
سرمورتیمر دوراند وزیر مختار انگلیس در تهران (1900ـ1894) برای بررسی اوضاع ایران و منافع آتی انگلستان به دستور نخست‌وزیر وقت انگلیس لرد رزبری به این کشور اعزام شد. حاصل 6 سال بررسی از اوضاع سیاسی، اقتصادی و اجتماعی کشور گزارشی است که او برای کشورش تهیه می‌کند. پیش و پس از گزارش او، سرهنگ پیکو وابسته نظامی انگلیس در تهران و لرد کرزن وزیر امور خارجه وقت انگلیس نکاتی دیگر بر اوضاع ایران ضمیمه می‌کنند که در گزارش‌هایی مفصل و مجزا تهیه و در کتاب فوق گنجانده شده است. این گزارش‌ها، همگی وضعیت ایران در دهه پایانی قرن نوزدهم را برای ما ترسیم می‌کند.

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۸ فروردين ۹۴ ، ۱۵:۲۱
مهدی اشرفی وند

به دنبال تحولات سیاسی اقتصادی جهان بعد از جنگ جهانی دوم و تغییر شرایط قراردادهای نفتی که در آن کنترل کشورها بر منابع نفتی به‌عنوان یک اصل شناخته می‌شد، دولت ایران تصمیم گرفت براساس قانون مصوب مجلس شورای ملی در 29 مهرماه 1326، تجدیدنظر در قرارداد 1312 را از شرکت نفت انگلیس و ایران خواستار شده و اقداماتی را در جهت استیفای حقوق ملت ایران به عمل آورد؛ زیرا قرارداد 1312 که به دنبال الغای امتیاز دارسی بین ایران و دولت انگلستان منعقد شده بود، با شرایط حقوقی جدید یعنی اصل تنصیف منافع (50-50) بیگانه بود و همچنان نقاط ضعف بسیاری داشت؛ در حالی که قراردادهای نفتی در پاره‌ای از کشورهای نفت‌خیز جهان از جمله ونزوئلا، کویت و عربستان سعودی، براساس اصل 50-50 منعقد می‌شد.
از این‌رو پس از رد موافقت‌نامه قوام- سادچیکف، قوام‌السلطنه نخست‌وزیر وقت ایران، وزیر دارایی را مامور کرد تا براساس قانون مصوب 1326 مجلس شورای ملی، ضمن یافتن راهکاری جدید، به استیفای حقوق ملت ایران از شرکت نفت انگلیس و ایران اقدام کند. بند قانونی مصوب مجلس تصریح داشت:
«دولت مکلف است در کلیه مواردی که حقوق ملت ایران نسبت به منابع ثروت کشور، اعم از منابع زیرزمینی و غیر آن مورد تضییع واقع شده است، به‌خصوص راجع به نفت جنوب، به‌منظور استیفای حقوق ملی، مذاکرات و اقدامات لازمه را به عمل آورد و مجلس شورای ملی را از نتیجه آن مطلع سازد.» 1
این بند و تصمیمات در شرف اقدام ایران، خطری آشکار برای انگلیسی‌ها و شرکت نفت انگلیس و ایران محسوب می‌شد؛ هرچند که مدیران شرکت در آغاز آن را جدی نگرفته و همچون گذشته خود را مسلط بر اوضاع سیاسی ایران می‌پنداشتند. ضمن اینکه این مصوبه را تنها ابزاری قانونی برای شکست سیاست امتیازخواهی شوروی به‌شمار می‌آوردند.

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۶ فروردين ۹۴ ، ۱۶:۵۸
مهدی اشرفی وند

صنعت خودرو ایران بر خلاف آنچه اکثر مردم فکر می کنند با تولید پیکان متولد نشد. بلکه تولد صنعت خودرو ایران سال ۱۳۱۹ با ساخت بدنه اتوبوس و کامیون در ایران آغاز شد.  البته اولین شرکت تولید کننده خودرو سواری  که فیات ایران بود، در سال ۱۳۳۲ تاسیس شد. تولید اولین محصولات این شرکت که فیات ۱۱۰۰ نام داشت، در سال ۱۳۳۹ انجام شد. شرکت جیپ ایران (پارس خودرو کنونی) هم  در سال ۱۳۳۶ تاسیس شد. اولین خودرو تولید شده در این شرکت، جیپ شش سیلندر کالسکه ای بود که  در سال ۱۳۳۸ تولید شد.

در سال ۱۳۳۸ شرکت تولید خودروی ایران (مرتب کنونی) تاسیس شد. این شرکت هم در سال ۱۳۴۲ اولین محصولات خود که انواع مدل های لندروور بود را تولید می کرد. ایران ناسیونال یا همان ایران خودرو که مادر پیکان است، روز ۱۲ مهرماه ۱۳۴۱ با سرمایه‌ای در حدود ۱۰ میلیون تومان و با هدف مونتاژ و تولید انواع خودرو متولد شد و از ۲۸ اسفندماه ۱۳۴۲ با تولید اتوبوس شروع به کار کرد. پیکان در سال ۱۳۴۵ در ایران ناسیونال به عنوان اولین خودرو همه گیر تولید داخل متولد شد. پیکان خودروی بود که بسیاری به آن عشق  می ورزیدند و البته این پیکان بود که صنعت خودروی ایران را از ورشکستگی نجات داد.اما تولید اتوبوس آن هم با تیراژ محدود خواسته‌های برادران خیامی- مدیران آن روز ایران خودرو- را برآورده نمی‌کرد و به همین دلیل در آن زمان آنها سعی کردند با کارخانه های خودروسازی دنیا ارتباط برقرار کنند تا بتوانند خودرویی مناسب را برای اقشار طبقه متوسط در ایران تولید کنند.

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۷ فروردين ۹۴ ، ۲۳:۴۷
مهدی اشرفی وند

سرگذشت موسس کارخانه بیک در ایران یک تراژدی تمام عیار برای سرمایه داران ایرانی به حساب می آید. علی اکبر رفوگران که خودکار بیک را به ایران آورد و تولید مداد سوسماری را متحول ساخت، از همان سال های نوجوانی در دهه 1320 وارد میدان کسب و کار شد و به پیشرفت های بزرگی در بازار و تولید نوشت افزار رسید. او برای اولین بار در دهه 40 مردم ایران را با پدیده ای به نام «خودکار» آشنا کرد و چنین نامی بر آن نهاد تا جایگزین بی دردسری برای خودنویس باشد. خودش می گوید که شاید می شد نام بهتری به جای خودکار برگزید اما این اولین واژه ای بود که بعد از آشنایی با این پدیده به زبان جاری کرد.

همراهی او و خانواده اش در امور انقلابی باعث شد که کارخانه اش از مصادره های پس از انقلاب در امان بماند اما چه کسی تصور می کرد که سال ها بعد سرنوشتی هولناک تر در انتظار او و میراث صنعتی اش است تا جایی که او و برادرش را تا مرز خودکشی پیش ببرد. رفوگران قصد داشت بزرگترین کارخانه تولید نوشت افزار خاورمیانه را در ایران راه اندازی کند اما درست در سال هایی که دور جدید توسعه فعالیت های صنعتی و تجاری را در سر می پروراند، سازمان تعزیرات حکومتی کمر به قتل یک عمر کارآفرینی او بست تا مالک بیک در ایران با واسطه گری مقامات عالی رتبه نظام از کنج زندان و تحمل 80 ضربه شلاق رهایی یابد. به همین دلیل است که عده ای معتقدند داستان زندگی علی اکبر رفوگران را باید از انتها به ابتدا روایت کرد.

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۶ فروردين ۹۴ ، ۲۲:۳۷
مهدی اشرفی وند

 

ملى شدن صنعت نفت و حوادثى که قبل و بعد از آن اتفاق افتاد در تاریخ ایران حادثه بزرگى بود و براى ده‌ها سال مورد بحث بوده و براى ده‌ها سال دیگر هم مورد بحث خواهد بود.

ملی شدن صنعت نفت ایران در تاریخ 29اسفند 1329 یکی از نقاط عطف تاریخ معاصر ایران است. ملی شدن صنعت نفت درواقع پیشنهادی بود که ابتدا با امضای همه اعضای کمیسیون مخصوص نفت مجلس شورای ملی ایران در ۱۷اسفند ۱۳۲۹ به صحن علنی مجلس ارایه و ۲۴اسفند تصویب شد و سپس با تایید سنا در روز ۲۹اسفند به قانون مبدل شد. پس از نخست‌وزیری مصدق در اردیبهشت۱۳۳۰، اجرای قانون ملی شدن صنعت نفت در سرلوحه برنامه دولت قرار گرفت. با تصویب این قانون شرکت سابق نفت ایران و انگلیس خلع ید و صنعت نفت ایران در عمل ملی اعلام شد، اما از همان زمان اثرات ملی شدن صنعت نفت به محل نزاع تبدیل شد. برخی افراد ملی شدن صنعت نفت را باعث عقب‌ماندگی اقتصاد ایران می‌دانند و برخی دیگر نظری مخالف دارند، تحلیل شما در این باره چیست؟ این پرسش را «تعادل» با دکتر محمد طبیبیان در میان گذاشت. تحلیل وی از این موضوع به شرح زیر است:

 ملى شدن صنعت نفت و حوادثى که قبل و بعد از آن اتفاق افتاد در تاریخ ایران حادثه بزرگى بود و براى ده‌ها سال مورد بحث بوده و براى ده‌ها سال دیگر هم مورد بحث خواهد بود. این رویکرد و عواقب آن از جنبه‌هاى مختلفى مى‌تواند مورد بررسی قرار گیرد. بنابراین هر اظهارنظر مختصری نمى‌تواند اهمیت مطلب و ابعاد مختلف آن را پوشش دهد و توضیح مکفى باشد. براى مثال این رویکرد در چارچوب روابط بین‌المللى اتفاق افتاد که سابقه سلطه استعمارى انگلستان، زمینه خشم و کینه عمیقى را بین مردم کشورهایى که تحت نفوذ انگلستان بودند فراهم مى‌کرد. مشکل مردم ایران مضاعف بود چون هر نوع تحمیل از طرف استعمار انگلیس یک تحمیل رقابتی از طرف استعمار روس را نیز به‌همراه داشت تا جایى که این دو قدرت به تقسیم ایران نیز نزدیک شدند. دو معاهده و قرارداد بر سرنوشت ایران حاکم بود. یکى قرارداد رویتر و دارسی از یک طرف و از طرف دیگر قرارداد ترکمانچاى. در این چارچوب تاریخى بود که نشان دادن علایم استقلال و ایستادگى اهمیت مى‌یافت و این جنبش داخلى که حقیقتا مورد حمایت گسترده مردم بود اهمیت تاریخى یافت.

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۲ فروردين ۹۴ ، ۱۲:۰۹
مهدی اشرفی وند
29 اسفند 1329  پس از تصویب طرح ملی شدن صنعت نفت در صحن علنی مجلس ، مجلس سنای ایران قانون ملی شدن صنعت نفت را تصویب کرد.  در ششم آذر 1343 خبرنگاران بلژیکی از تاسیسات نفت آبادان بازدید می کنند.
 
 
 
 
.
۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۹ اسفند ۹۳ ، ۲۳:۴۱
مهدی اشرفی وند

پس از اشغال ایران توسط انگلیس و شوروی و سپس آمریکا در جنگ جهانی دوم، رقابت استعمارگران بر سر منافع، خصوصا نفت، تشدید شد. دولت ایران بعد از مواجهه با تقاضای شرکت‌های نفتی هر سه کشور، اعلام نمود که دادن هرگونه امتیاز باید به بعد از جنگ موکول شود، زیرا در زمان حاضر و به دلیل وجود جنگ، وضعیت اقتصادی کشورها روشن نیست. در نتیجه تقاضای هر سه دولت رد شد.

پس از اعلام موضع دولت، روزنامه‌های حزب توده، از رد پیشنهاد شوروی به خشم آمده، دولت را به باد انتقاد گرفتند. محمد مصدق چند روز بعد در مجلس شورای ملی نطق مفصلی ایراد کرد و پاسخ روزنامه‌ها و کشورهای خواستار امتیاز را داد و طرحی به مجلس پیشنهاد کرد.

با جنگ جهانی دوم، انگلیس و شوروی موظف بودند ظرف مدت شش ماه پس از خاتمه جنگ، نیروهای خود را از خاک ایران تخلیه نمایند، اما شوروی نه تنها از خاک ایران خارج نشد، بلکه به  نیروهای دیگری هم وارد نقاط شمالی ایران کرد. در این زمان قوام، نخست وزیر ایران بود، در نتیجه سیاستی که وی در قبال شوروی‌ها اتخاذ نمود، نیروهای شوروی خاک ایران را ترک کردند.

یکی از اقدامات قوام، عقد قراردادی بود که بین دولت ایران و سفیر شوروی در تهران به امضا رسید. براساس این قرارداد، نیروهای شوروی می‌بایست ظرف یک ماه و نیم خاک ایران را ترک کرده و مقرر شد شرکت مختلط نفت ایران و شوروی ایجاد شده و اساسنامه آن ظرف هفت ماه برای تصویب به مجلس پانزدهم پیشنهاد گردد.

در سی‌ام مهرماه 1326، نمایندگان مجلس شورای ملی ماده واحده‌ای را به تصویب رساندند که منتفی شدن قرارداد نفت ایران و شوروی هدف اصلی آن بود. همچنین در این ماده واحده تاکید شده بود که دادن هرگونه امتیازی به خارجی‌ها ممنوع است و دولت مکلف است که به منظور استیفای حقوق ملت ایران از نفت جنوب اقدام کند.

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۹ اسفند ۹۳ ، ۲۳:۳۹
مهدی اشرفی وند
 
علی خسروشاهی بنیانگذار گروه صنعتی مینو / طرح: آزاده پاک‌نژاد

 

    علی‌اصغر سعیدی (دانش‌آموخته جامعه‌شناسی اقتصادی کالج رویال هالووی دانشگاه لندن، 1378) دانشیار جامعه‌شناسی اقتصادی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران و مدیر‌گروه برنامه‌ریزی اجتماعی این دانشکده است. از 1378 تا 1382 در مقام همکار تحقیقاتی به پژوهش در زمینه تاریخ شفاهی اقتصادی ایران در مرکز مطالعات خاورمیانه دانشگاه لندن پرداخت. تاکنون سه کتاب به همراه فریدون شیرینکام، در شرح حال و کارنامه صنعتگران مدرن دوره پهلوی منتشر کرده است: سرمایه‌داری خانوادگی لاجوردی و لاجوردیان، زندگی و کارنامه رحیم متقی‌ایروانی و زندگی و کارنامه حاج‌محمدتقی برخوردار.

    مقدمه1

    علی خسروشاهی (1377-1290ش/1998-1911م) یکی از پایه‌گذاران نظام فروش و توزیع مدرن در ایران و شاخص‌ترین تولیدکننده محصولات خوراکی در دهه‌های 1340 و 1350 بود. او از جمله صنعتگرانی بود که مانند بیشتر کارخانه‌داران و بازرگانان ایرانی از اوایل دهه 1320 فعالیت تجاری خود را آغاز کرد و در دهه 1340 به یکی از اعضای گروه صنعتگران بزرگ و عضوی از گروه برجسته اجتماعی‌‌‌‌اقتصادی ایران بدل شد. 
    علی خسروشاهی در خانواده‌ای تجارت‌پیشه در تبریز زاده شد.2 پدرش، حاج‌غفار، از تجار تبریز و عضو خاندانی تجارت‌پیشه و سرشناس بود که از خسروشاه به تبریز مهاجرت کرده بودند و در تیمچه اول حاجی‌شیخ بازار تبریز حجره داشت.3 مادرش سارا سلطان خانم هشترودیان بود. علی خسروشاهی دوره دبستان را در مدرسه رشدیه تبریز گذراند.4 در نیمه اول دهه 1300، پدرش مدتی به همدان مهاجرت کرد که مرکز عمده فعالیت‌های اقتصادی آن زمان بود و در پاساژ ممقانیان به کسب و کار پرداخت.
    ۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۳ اسفند ۹۳ ، ۲۰:۰۱
    مهدی اشرفی وند

    ﻗﺤﻄﻲ ﻋﺎم و ﻋﻈﻴﻢ

    احمد کتابی 
    استاد بازنشسته پژوهشگاه علوم انسانی
    و مطالعات فرهنگی
    ﻗﺤﻄﻲ در اﻳﺮان ﺳﺎﺑﻘﻪای ﺑﻪ ﻗﺪﻣﺖ ﺗﺎرﻳﺦ اﻳﻦ ﺳﺮزﻣﻴﻦ دارد. ﺳﺎﻛﻨﺎن اﻳﺮان زﻣﻴﻦ، از ﻛﻬﻦﺗﺮﻳﻦ روزﮔﺎران، ﺑﻪﺻﻮرت ادواری، ﺑﺎ ﻗﺤﻄﻲ و  ﻛﻤﻴﺎﺑﻲ ارزاق دﺳﺖ ﺑﻪ ﮔﺮﻳﺒﺎن ﺑﻮده و ﺑﻪﻛﺮات ﺑﺮ  اﺛﺮ آن ﻗﺮﺑﺎﻧﻴﺎن ﺑﺴﻴﺎر داده‌اﻧﺪ. 
    درﺑﺎره اﺳﺒﺎب و ﻋﻠﻞ اﻳﺠﺎدﻛﻨﻨﺪه اﻳﻦ ﻗﺤﻄﻲﻫﺎ ﺳﺨﻦ ﺑﺴﻴﺎر رﻓﺘﻪ اﺳﺖ. ﺑﻌﻀﻲ از ﻣﺤﻘﻘﺎن، ﺳﺎده‌اﻧﺪﻳﺸﺎﻧﻪ و ﻋﺠﻮﻻﻧﻪ، ﺑﻪ  ﺳﺮاغ ﻧﺰدﻳﻚﺗﺮﻳﻦ و ﺳﻬﻞاﻟﻮﺻﻮلﺗﺮﻳﻦ ﻋﺎﻣﻠﻲ ﻛﻪ ﺑﻪ ﻧﻈﺮﺷﺎن ﻣﻲرﺳﻴﺪه - ﻗﻬﺮ ﻃﺒﻴﻌﺖ ـ رﻓﺘﻪاﻧﺪ و ﻣﺼﺎئب ﺑﻲﺷﻤﺎری را ﻛﻪ  ﻃﻲ ﻗﺮون ﻣﺘﻤﺎدی ﺑﺮ اﺛﺮ ﻗﺤﻄﻲ ﺑﺮای ﻣﺮدم اﻳﺮان ﭘﺪﻳﺪ آﻣﺪه اﺳﺖ، یکباره و یکسره، ﻣﻌﻠﻮل ﺑﻲﻣﻬﺮی ﻃﺒﻴﻌﺖ داﻧﺴﺘﻪاﻧﺪ. اﻳﻦ ﺗﺼﻮر ﻧﻪ ﺑﻪ ﻛﻠﻲ ﺧﺎﻟﻲ از واﻗﻌﻴﺖ اﺳﺖ و ﻧﻪ  ﺗﻤﺎم واﻗﻌﻴﺖ را درﺑﺮ دارد. ﺗﺮدﻳﺪی ﻧﻴﺴﺖ ﻛﻪ ﻓﻼت اﻳﺮان ـ در ﻣﻘﺎم ﻣﻘﺎﻳﺴﻪ ﺑﺎ ﺑﺨﺶﻫﺎﻳﻲ از ﺟﻬﺎن ﻧﻈﻴﺮ اروﭘﺎی ﻏﺮﺑﻲ و ﺷﻤﺎﻟﻲ، ﻛﺎﻧﺎدا و ﻧﻴﺰ در ﻗﻴﺎس ﺑﺎ ﻣﺘﻮﺳﻂ ﻛﻞ ﺟﻬﺎن ـ از رﻃﻮﺑﺖ و ﺑﺎرﻧﺪﮔﻲ ﻛﺎﻓﻲ ﺑﺮﺧﻮردار ﻧﺒﻮده و ﻧﻴﺴﺖ؛ ﺑﻪ ﻫﻤﻴﻦ دﻟﻴﻞ، در ﻃﻮل ﺗﺎرﻳﺦ، ﺑﺴﻴﺎری از ﻗﺤﻄﻲﻫﺎی اﻳﺮان از خشکسالی‌های ﻣﺘﻨﺎوب نشأت ﮔﺮﻓﺘﻪ اﺳﺖ.ﺑﺎ وﺟﻮد اﻳﻦ، دور از ﻣﻨﻄﻖ و واﻗﻌﻴﺖ ﺧﻮاﻫﺪ ﺑﻮد اﮔﺮ ﻧﻘﺶ ﺑﺴﻴﺎر موﺛﺮ و ﺗﻌﻴﻴﻦﻛﻨﻨﺪه ﻋﻮاﻣﻞ ﮔﻮﻧﺎﮔﻮن اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ در اﻳﺠﺎد و ﺳﻴﺮ ﺗﺤﻮل ﻗﺤﻄﻲﻫﺎی اﻳﺮان ﻧﺎدﻳﺪه ﻳﺎ دﺳﺖﻛﻢ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺷﻮد. اﻳﻦ ﻋﻮاﻣﻞ ﮔﺎه ﻣﻨﺸﺄ و ﻋﻠﺖ ﺷﺮوع ﻗﺤﻄﻲﻫﺎ ﺑﻮده‌اﻧﺪ (ﻋﻮاﻣﻞ اوﻟﻴﻪ) و ﮔﺎه ﻋﺎﻣﻞ ﺗﺸﺪﻳﺪﻛﻨﻨﺪه و اداﻣﻪدﻫﻨﺪه آنها (ﻋﻮاﻣﻞ ﺛﺎﻧﻮی ﻳﺎ ﺟﺎﻧﺒﻲ). در اﻳﻦ ﻣﻘﺎﻟﻪ ﺑﺮ آﻧﻴﻢ ﺗﺎ ﺗاﺛﻴﺮ ﻣﺸﺨﺺ ﻋﻮاﻣﻞ اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ را در ﺷﻜﻞﮔﻴﺮی و ﺗﺪاوم ﻋﻈﻴﻢﺗﺮﻳﻦ و دﻫﺸﺘﻨﺎکﺗﺮﻳﻦ ﻗﺤﻄﻲ اﻳﺮان در ﻃﻮل ﺗﺎرﻳﺦ ﺑﺎزﻧﻤﺎﻳﻴﻢ؛ تاﺛﻴﺮی ﻛﻪ ﻛﻢ و ﺑﻴﺶ در اﻛﺜﺮﻳﺖ ﻗﺤﻄﻲﻫﺎی اﻳﺮان ﻣﺸﻬﻮد اﺳﺖ. در اﻳﻦ ﭘﮋوﻫﺶ، ﻧﺨﺴﺖ ﺑﻪ ﺗﻮﺻﻴﻒ ﭼﮕﻮﻧﮕﻲ ﺷﺮوع اﻳﻦ ﻗﺤﻄﻲ و ﻧﻘﺶ ﻋﻮاﻣﻞ ﻃﺒﻴﻌﻲ و ﺟﻮی در اﻳﺠﺎد آن، و ﻧﻴﺰ ﺑﺮرﺳﻲ اﺑﻌﺎد و ﭘﻴﺎﻣﺪﻫﺎی ﺟﻤﻌﻴﺘﻲ، ﺳﻴﺎﺳﻲ و اﻗﺘﺼﺎدی و... آن ﻣﻲﭘﺮدازﻳﻢ.   

    مقدمه:
    فاجعه عظیم قحطی عمومی سال 1288 ق (1249 ش)، به تحقیق، هولناک‌ترین و مرگبارترین روﻳﺪاد در ﻃﻮل دو ﻗﺮن اﺧﻴﺮ ـ و ﺣﺘﻲ در دوران ﺑﻌﺪ از حمله ﻣﻐﻮل ـ اﺳﺖ. ﻣﻬﺎﺑﺖ و ﻣﺨﺎﻓﺖ اﻳﻦ واﻗﻌﻪ و آﺛﺎر ﻫﻤﻪﺟﺎﻧﺒﻪ و ﺑﺴﻴﺎر ﻋﻤﻴﻖ آن ﺑﺮ ﺣﻴﺎت اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ، اﻗﺘﺼﺎدی، ﺳﻴﺎﺳﻲ و ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ اﻳﻦ ﺳﺮزﻣﻴﻦ ﺑﻪ اﻧﺪازه‌ای ﺑﻮد ﻛﻪ ﻣﺮدم اﻳﺮان ﺗﺎ ﭼﻨﺪﻳﻦ ﻧﺴﻞ از ﻳﺎدآوری ﺧﺎﻃﺮات ﻳﺎ ﺷﻨﻴﺪهﻫﺎی دﻫﺸﺘﻨﺎک آن دوران ﺑﺮ ﺧﻮد ﻣﻲﻟﺮزﻳﺪﻧﺪ و  ﺳﺎل  ﺷﻮم 1288 ق را با عنوان «سال مجاعه»[سال قحط] ﻣﺒﺪأ ﻣﺤﺎﺳﺒﺎت ﺗﺎرﻳﺨﻲ ﺧﻮد ﻗﺮار داده ﺑﻮدﻧﺪ. در ﺗﺄﻳﻴﺪ اﻳﻦ ﻣﺪﻋﺎ ﻛﺎﻓﻲ اﺳﺖ ﺧﺎﻃﺮﻧﺸﺎن ﺷﻮد ﻛﻪ  ﻣﻄﺎﺑﻖ ﺑﺮآورد ﮔﺎد ﮔﻴﻠﺒﺮ (Gad Gilbar)، ﺟﻤﻌﻴﺖﺷﻨﺎس و ﻣﻮرخ ﻣﻌﺮوف، ﻣﺠﻤﻮع ﺗﻠﻔﺎت ﻧﺎﺷﻲ از اﻳﻦ ﻗﺤﻄﻲ ﺑﻪ 5/1 ﻣﻴﻠﻴﻮن ﻧﻔﺮ ﺑﺎﻟﻎ ﺷﺪ. ﻋﻈﻤﺖ اﻳﻦ ﻓﺎﺟﻌﻪ ﻫﻨﮕﺎﻣﻲ ﺑﻴﺸﺘﺮ آﺷﻜﺎر ﻣﻲﺷﻮد ﻛﻪ ﺗﻮﺟﻪ ﻛﻨﻴﻢ ﺟﻤﻌﻴﺖ ﻛﻞ اﻳﺮان در آن زﻣﺎن رﻗﻤﻲ ﺑﻴﻦ 9 تا 10 میلیون ﻧﻔﺮ ﺑﻮده اﺳﺖ. ﻫﻤﭽﻨﻴﻦ، ﺑﻪﻣﻮﺟﺐ ﺗﺨﻤﻴﻦ اوﻟﻴﻮر ﺳﻨﺖ ﺟﺎن (Oliver St. John)، ﺳﻴﺎح اﻧﮕﻠﻴﺴﻲ، ﺷﻬﺮﻫﺎی اﺻﻔﻬﺎن، ﻳﺰد، و ﻣﺸﻬﺪ، ﺿﻤﻦ ﻗﺤﻄﻲ ﻣﺰﺑﻮر، دﺳﺖﻛﻢ ﻳﻚﺳﻮم ﻧﻔﻮس ﺧﻮد را ﺑﺮ  اﺛﺮ ﻣﺮگ‌وﻣﻴﺮ ﻧﺎﺷﻲ از ﮔﺮﺳﻨﮕﻲ ﻳﺎ ﻣﻬﺎﺟﺮت از دﺳﺖ دادﻧﺪ (Giblar, 1970: 125-156، به نقل از گرنی و صفت گل، 188:1387).

    ۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۲ اسفند ۹۳ ، ۱۱:۴۵
    مهدی اشرفی وند

    علینقی عالیخانی یکی از معدود بازماندگان عصر پهلوی دوم است که در سال‌های اخیر با ویراستاری و انتشار کتاب هفت‌جلدی یادداشت‌های روزانه اسدالله علم و نیز مصاحبه‌های متعددی که حول زندگی و اقدامات دوران وزارت خود کرده در جامعه اقتصادی و سیاسی ایران امکان بازتولید و شناخت عملکرد خود را پیدا کرده است. او از جمله وزرای اقتصادی پهلوی دوم است که با معرفی جهانگیر تفضلی و تایید اسدالله علم به حلقه نزدیکان علم وارد شد و بعدها از جمله تکنوکرات‌هایی شد که نظرات کارشناسانه و اقدامات کلان ملی او رشد اقتصادی ایران را به‌طور قابل توجهی ارتقا داد. او در کابینه علم و منصور مورد توجه شاه بود اما در سال‌های پایانی دهه 40 و در کابینه امیرعباس هویدا کم‌کم مورد بی‌توجهی شاه قرار گرفت. شاید به‌واسطه عملکرد و اقدامات بسیار شایان توجهش -که در آینده می‌توانست رقیبی بلامنازع برای شاه قلمداد شود- مورد بی‌مهری او قرار گرفت. از این حیث او را در ردیف مردانی چون ابوالحسن ابتهاج، محمد یگانه، خداداد فرمانفرماییان و مهدی سمیعی می‌دانند که به‌واسطه استقلال عمل و نوع نگاه تکنوکراتیک‌شان چندان مورد عنایت و التفات شاه قرار نگرفتند و از صحنه سیاست کنار گذاشته شدند یا مورد بی‌مهری حاکمیت پهلوی قرار گرفتند.
      
    قرابت‌های فکری و نگاه‌های اقتصادی
    شاید به معنای دقیق‌تر عالیخانی و مهدی سمیعی از حیث قرابت فکری کمی نزدیک‌تر از دیگران به اقتصاد آزاد بوده‌اند. مردانی که در دوره رکود سال‌های دهه 30 و پس از سیاست تثبیت قیمت دوران علی امینی به صحنه سیاستگذاری کلان اقتصاد مالی و صنعتی پرتاب شدند و نامی نیک از خود برجای نهادند. شاید امروز عباراتی همچون آزادسازی قیمت‌ها، اولویت بخش خصوصی، واگذاری بنگاه‌های دولتی به بخش خصوصی برای جامعه اقتصادی و سیاسی امروز ایران کمی عادی و حتی نخ‌نما شده باشد اما وقتی به سال‌های آغازین دهه 40 دقیق می‌شویم این عبارت مهدی سمیعی کمی متهورانه و حتی شاید بیان نظریه تند اقتصادی تلقی می‌شد که می‌گوید: «سیاست اعلام‌شده دولت مبنی بر فروش کارخانه‌های دولتی است. هر چند که من از آنها نیستم که هر دولتی را با هر سازمانی که باشد علی‌الاصول صالح برای اداره کردن صنعت ندانم. مسلم این است اما شاهد این نیز زیاد است که دولت‌ها یکی پس از دیگری عدم صلاحیت خویش را اعلام کرده‌اند. می‌گویند دولت تاجر خوبی نیست: راست می‌گویند به این معنی که دولت‌های ما تا به حال تاجرهای خوبی نبوده‌اند. به هر حال، صرف نظر از اعتبار این گفته، در حال حاضر دولت مشغول ترتیب و تکمیل طرحی است که کارخانه‌ها را به اشخاص به مالکان قدیم، واگذار کند. از طرفی هم طرح دیگری تصویب شده است که کارخانه بسیار مجهز و مدرنی که هنوز در اختیار سازمان برنامه است طبق شرایط خاصی به افراد فروخته شود. به این ترتیب می‌بینیم که با تمام اهمیتی که نقش دولت در صنایع دارد معذلک آنچه باید توجه همه را جلب کند و مشکلات و مسائل آن تحت دقت قرار گیرد بخش خصوصی است.» این سخن مهدی سمیعی -رئیس وقت بانک مرکزی- که در دی‌ماه 1341 در جمع کارکنان بانک مرکزی و بخشی از صاحبان سرمایه ایراد شده است بسیار شبیه آن چیزی است که علینقی عالیخانی در تدوین سیاست‌های کلی وزارت اقتصاد تبیین کرده بود.

    ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۷ اسفند ۹۳ ، ۱۱:۵۹
    مهدی اشرفی وند

      عصر احمد شاه قاجار و همچنین گشایش دوره سوم مجلس شورای ملی، همراه بود با فعالیت  احزاب و تشکل‌های سیاسی و اجتماعی دیگر. 
    به همت «خانم نورالد جی» جلسه موسسان «انجمن همت خواتین» با حضور گروهی از مدیران مدارس دخترانه و فعالان حقوق زنان برگزار شد. در این جلسه خانم نورالدجی خطاب به حاضران گفت: «در این موقع که بدبختی از اطراف ما ملت ستمدیده را فرا گرفته است و ذلت و مسکنت این مملکت بلا دیده را احاطه نموده، بر هر فرد از افراد این ملت، اعم از مسلمان و غیره، مستبد و مشروطه و هریک از فرق سیاسی لازم است که به قدر قوه و توانایی خود از مال و جان و قلم و فکر و زبان دریغ ننمایند؛ چه که تا قومیت و ملیت خود را حفظ ننماییم، نمی‌توانیم از اشخاص با ناموس محسوب شویم. ملتی که وطن، شرف و ناموس ندارد، قومی که احترام قومیتش از میان رفت، با هیچ زیب و زینتی نمی‌تواند خود را محترم بدارد...» (روزنامه شکوفه، س3، ش11، ص3) نورالدجی از اسلوب و روش مردان در نحوه اداره امور کشور انتقاد و اشاره می‌کرد که این روش موجب شده تا سیل بدبختی پشت در خانه‌ها بیاید؛ زیرا رهبران کشور سال‌های دراز است که از لزوم حل مشکلات و مسائل کشور و ارائه راه برای حل آن سخن می‌گویند، اما در مرحله عمل کاری انجام نمی‌دهند. بنابراین زمان آن رسیده که زنان در عرصه تحولات سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جامعه فعال شوند و مبادرت به سختکوشی کنند تا افق بهتری را مشاهده کنند. «اینک من به آواز بلند می‌گویم ما اعضای یک خانواده هستیم و نفاق و شقاق را کنار بگذاریم. ضدیت و عداوت را باید گذاشت برای زمان فراغت، وقتی که صاحب خانه شدیم. باید امروز یکی شد تا به مقصود برسیم.» (همان جا) نورالدجی با توجه به موقعیت زنان در جامعه ایران، از حاضران در جلسه پرسید: «تکلیف ما طایفه نسوان چیست؟ ما چه می‌توانیم بکنیم و چه وظیفه‌ای بر عهده ما است؟» و «اینکه آیا می‌توانیم کاری کنیم که در هیات اجتماعیه خجل نشویم؟» این فعال حقوق زنان خود پاسخ می‌داد که «ما از دو راه می‌توانیم به وطن خود خدمت نماییم؛ یکی از راه تربیت و علم وهنر است، دیگری از راه اقتصادی است.» (همان) نورالدجی ضمن تاکید بر ضرورت گسترش مدارس دخترانه، در مورد اینکه زنان چگونه می‌تواننداز راه اقتصادی به حل معضلات کشور و دفع بدبختی‌های آن کمک کنند، بر رعایت صرفه جویی و مآل اندیشی تاکید کرد و گفت؛ ما زنان از راه خرید داخلی و صرف نظر از قشنگی متاع خارجه می‌توانیم به وطن خود خدمت کنیم. این اقدام ما موجب می‌شود تا مال‌التجاره و بافته‌های رشت، مازندران، کرمان، اصفهان، یزد و مشهد و غیره رونق یابد و کارخانه‌های پارچه بافی که اغلب آنها از کار افتاده... دوباره دایر شود و اقتصاد کشور رونق یابد. (همان، ص4)

    ۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۴ اسفند ۹۳ ، ۱۲:۱۳
    مهدی اشرفی وند

    اقتصاد ولایت قاینات در دوره قاجاریه، به‌ویژه از نیمه دوم حکومت مذکور، عمدتا مبتنی بر تجارت واسطه‌ای بود که خود از موقعیت خاص جغرافیایی این ولایت نشأت می‌گرفت. 
    موقعیت جغرافیایی ولایت قاینات، مخصوصا کرسی آن بیرجند، سبب شده بود در همه فصول، شاهد رفت و آمد کاروان‌هایی از ولایت‌های مجاور باشد. مشهد، کرمان، یزد، تهران، سبزوار، نیشابور و سیستان همواره با این ولایت ارتباط تجاری داشتند. با وجود این، همان‌گونه که اشاره شد، تجارت قاینات بیشتر جنبه توزیعی و واسطه‌ای داشت، زیرا این ولایت تولیدات محلی قابل توجهی برای صدور نداشت. کالاهایی که از روسیه به بیرجند می‌آمد، معمولا از طریق مسیر بندرعباس یا مسیر سیستان- نوشکی راهی هند انگلیس می‌شد. کالاهای هند بریتانیا نیز به همین صورت از طریق قاینات به بازارهای شمالی به‌ویژه روسیه راه پیدا می‌کرد. مضاف بر این، بازار اصلی چند قلم از کالاهای عمده تجاری قاینات(فرش، زعفران)، هند انگلیس و روسیه بود. پرواضح است که ورود دو قدرت بزرگ انگلیس و روسیه در جنگ جهانی، آسیبی جدی برای اقتصاد ولایت قاینات به دنبال داشت. علاوه بر این، آشفتگی‌هایی که به دنبال درگیری نیروهای انگلیسی با دسته‌های آلمانی در این ولایت نمودار شده بود، راهزنی و غارت را در بسیاری از مسیرهای اصلی تجاری قاینات در پی آورد. این ناامنی به حدی رسیده بود که قافله‌های تجاری بدون محافظ قادر به رفت و آمد در مناطق شرقی ایران به‌ویژه قاینات نبودند. کاهش میزان تجارت خارجی ولایت قاینات، کسادی بازار داخلی را نیز به دنبال داشت؛ تا جایی که بسیاری از خرده تجار و کسبه بیرجند ورشکست شدند. به گزارش ف.هیل (1917م/ 1335ق)بسیاری از کسبه بازار بیرجند در نتیجه کسادی تجارت رو به خدمت نظام آورده و معمولا با قراردادهای سه ساله به خدمت نظامی می‌پرداختند. او توقف بازار صادرات فرش قاینات در سال‌های جنگ را این‌گونه گزارش داده است: «بازار صادرات فرش متوقف شده و تاجران فرش می‌گویند اگر جنگ بیش از چند ماه طول بکشد تمام قالیباف‌ها ورشکست خواهند شد.»

    ۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۴ اسفند ۹۳ ، ۱۲:۱۱
    مهدی اشرفی وند

    پرفسور شوکو اوکازاکی
    استاد دانشگاه مطالعات خارجی اوساکا
    ترجمه: هاشم رجب‌زاده
    پژوهندگان تاریخ و وقایع‌نگاران دوره قاجار سال 1288 هـ . را سال قحطی همه جاگیر در ایران دانسته‌اند. در نیمه دوم سده گذشته، بارها قحطی در ایران اتفاق افتاد و خشکسالی‌ها، که گرسنگی و طاعون و وبا در پی داشت، بسیاری از مردم را به دیار نیستی فرستاد. تلفات این بلایا را تا 10 درصد جمعیت نوشته‌اند. عبدالله مستوفی درباره قحطی سال 1288 نوشته است: «از یکی دو سال پیش، کم بارانی شروع و گرانی و تنگی خواربار خودنمایی می‌کرد؛ ولی در زمستان سال 1287 هیچ باران نبارید و مایه‌های سنواتی هم تمام شده بود. 
    قیمت نان که در اوائل سال 1287 بیش از یک من شش‌-هفت شاهی نبود، به مرور ترقی کرده و در این وقت به یک من یک قران رسید... در زمستان سال 1288 قیمت نان به یک من پنج قران که پانزده- شانزده برابر قیمت عادی آن بود رسید... در زمستان این سال برف و باران بی‌حسابی آمد و همین بارندگی زیاد در پاره‌ای از جاها راهبندان کرد و بیشتر مایه تلف‌شدن نفوس شد. در بهار هم مرض حصبه و محرقه(وبا) خیلی از مردم را، اعم از بی‌چیز و منعم، به دیار فنا فرستاد. این اول دفعه‌ای بود که ناصرالدین شاه در سلطنت خود با چنین پیشامدی مواجه شده و سبب گردیده است که در آتیه از تکرار نظیر آن جلوگیری کند.» (شرح زندگانی من یا تاریخ اجتماعی و اداری دوره قاجار، جلد 1، ص 110).
    خشکسالی و کمی محصول در طبیعت کشاورزی ایران صورت ادواری داشته و هرچند سال رخ می‌داده است و اگر، چنانکه پرفسور اوکازاکی در مقاله خود می‌گوید، دولت و مقام‌های محلی تدابیر درست اتخاذ و اجرا می‌کردند، می‌شد آسیب خشکسالی را به حداقل رساند. در قحطی سال 1288 گویا برای اولین بار به وارد کردن آرد روسی پرداختند؛ اما در خشکسالی چند سال پس از آن برنج شمال را جایگزین گندم ساختند و به جای نانوایی‌ها، در محله‌های تهران دکان‌های دمپختک دائر شد و از این رو این پیشامد را «قحطی‌دمپختکی» نام نهادند.

    ۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۲ اسفند ۹۳ ، ۱۲:۴۵
    مهدی اشرفی وند

    آنگونه که در کتاب سیاست‌های نفتی بعد از ملی شدن نفت آمده نقش «فواد روحانی» در مدیریت اوپک و تعامل با شرکت‌های نفتی خیلی موثر بود. اما پس از او ما هیچ‌وقت نتوانستیم نماینده‌ای را از ایران در آن جایگاه قرار دهیم. مخصوصا در اواخر دهه 70 میلادی، خیلی هم با اعضای اوپک همسویی نداشتیم. جایگاه ایران در اوپک پس از سال‌های دبیر کلی روحانی چگونه بود؟
    ببینید موقعیت ایران در اوپک را در دو دوره متمایز از هم می‌توان تقسیم کرد. یکی پنج سال نخست ایجاد اوپک و آن مذاکرات مقدماتی بود که در زمان فواد روحانی انجام شد که در آنجا شاه یک جایگاه معتدل در مواجهه با شرکت‌های نفتی را انتخاب کرد. ولی پس از آن، این رویه به کلی عوض شد. یعنی سیاست شاه در دهه 70 میلادی به کلی با آن دوره متفاوت بود. دلیلش هم این بود که با توجه به نیاز مبرم به درآمد بیشتر برای اجرای برنامه‌های وسیع و پرهزینه عمرانی کشور، شاه سازمان اوپک را عامل موثری در جهت افزایش بهای نفت و در نتیجه کسب درآمد افزوده دانست و لزوما برای رسیدن به این هدف نقش هدایت گروه را در جهت افزایش بهای نفت بر عهده گرفت و پرچمدار مبارزه با کمپانی‌ها شد. در حقیقت اگر شما به دوره 1970 تا 1975 برگردید دوره‌ای بود که آغاز آن با کنفرانس فوریه 1971 در تهران پیش آمد و در اینجا بود که شاه با سخنرانی در کاخ سنا با حضور وزرای نفت اوپک، قدم اول را برای افزایش قیمت برداشت و فعالیت اوپک برای افزایش قیمت و کسب درآمد و اختیارات بیشتر برای کشورهای صاحب نفت در این چند سال ادامه پیدا کرد

    ۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۰ بهمن ۹۳ ، ۱۰:۴۹
    مهدی اشرفی وند

     

    امروز چهل و هفتمین سالگرد تاسیس بورس در ایران است؛ بازاری که فراز و نشیب های زیادی را تجربه کرد و خوشحالی و ناراحتی سهامداران زیادی را به خود دید.

    در صبح روز 15 بهمن سال 1346 زنگ معامله در بورس تهران به صدا درآمد و فعالیت بورس در کشور در ساختمان مرکزی بانک ملی واقع در خیابان استانبول تهران و با ورود سهام بانک توسعه صنعتی و معدنی رسما آغاز شد.

    نخستین روز کاری بورس تهران با حضور دکتر فریدون مهدوی، دبیرکل وقت بورس رسمیت پیدا کرد و سهام بانک توسعه صنعتی و معدنی ایران پس از تجربه افزایش نرخ‌های هفت و هشت درصدی سرانجام با 9 درصد افزایش در قیمت نهایی 1090 ریال معامله شد.

    در اسفند ماه همان سال سهام شرکت سهامی نفت پارس نیز در بورس پذیرفته شد و مورد معامله قرار گرفت. در آن سال تعداد 13 کارگزار موفق به اخذ مجوز معاملاتی از بورس شده بودند.

    ۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۷ بهمن ۹۳ ، ۱۱:۰۲
    مهدی اشرفی وند

    نگاهی به گزارش ماساجی‌اینووه سفرنامه‌نویس ژاپنی

     

    از مسافران ژاپنی که بیش از یک سده پیش به ایران آمده و سفرنامه‌ای هم از خود به یادگار نهاده‌اند، ماساجی اینووه (1947-1876) است که در پاییز سال 1902 میلادی (برابر سال 1281 خورشیدی و 1321 هجری قمری و سال 35 میجی به تقویم ژاپنی: سال سی‌وپنجم بر نشستن امپراتور میجی) از راه ترکستان و قفقاز به ایران آمده و یادداشت‌های خود را از آنچه که دیده و یافته بود پس از یک سال در کتابی منتشر کرده است.
    اینووه یکی از پیشگامان ژاپنی سفر به آسیای میانه شناخته شده است.
    وی وضعیت مالیه ایران را چنین به تصویر می‌کشد:
    عواید سالانه دولت بر اثر تنزل ارزش قران کاهش یافته است. هرچند که رقم درآمد افزایش نشان می‌دهد، درآمد واقعی نه فقط رشد نکرده، بلکه کمتر از پیش شده است. برای نمونه، در سال 1839 م. (1255 هـ.) جمع کل درآمد دولت 34.026.150 قران، برابر 1.835.995 لیره و در سال 1876 م. (1293 هـ.) 50.700.000 قران، معادل 1.950.000 لیره بود. اما در سال 1888 م. (1306-1305هـ.) عواید دولت به 54.487.630 قران که معادل ارزی آن 1.602.510 لیره بود کاهش یافت. دو سال پس از آن، در سال 1890 م. (1308-1307 هـ.)، بر اثر افزایش اندک در بهای نقره، جمع کل عواید دولت معادل 1.775.000 لیره شد؛ اما با تنزل ارزش نقره، باز درآمد دولت کم شد و در سال 1899 م. (1317-1316 هـ.) به معادل 1.500.000 لیره کاهش پیدا کرد. معادل ارزی این درآمد حدود 300.000 لیره کمتر از عواید 60 سال پیش از آن بود؛ اما هزینه سالانه در سال 1888 م. حدود 51.000.000 قران بود و در سال 1896 م. به همان مقدار ثابت ماند. مانده مبلغ به خزانه خلوت شاهی می‌رود.

    ۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۳ بهمن ۹۳ ، ۱۱:۲۷
    مهدی اشرفی وند

    غلامحسین دوانی

    دوران پادشاهی شاه عباس اول (1038 – 996 ه.ق.) فصل تازه ای در تاریخ ایران نوین گشود. او که از نزدیک و دور جریان حوادث را دنبال می کرد به فراست دریافته بود که عامل اصلی آشفتگیها قدرت طلبی امرای قزلباش است. پس قبل از هر کار بر آن شد تا به اعمال این امیران پایان بخشد. نخست با کمک مرشد قلی خان که در راس امور نظامی و اداری قرار گرفته بود سران گردنکش قزلباش را از میان برداشت. سپس او را نیز به قتل رساند و با انتصاب سرکردگان و حکام ولایات و ایالات از درجات پایین تر که به صورت کامل از خود او اطاعت داشتند سلطنت مطلقه ای را برقرار نمود. وی برای مقابله با ازبکان و عثمانیان و عقب راندن آنان نخست با دولت عثمانی مصالحه و سپس با تثبیت اوضاع داخلی با تجدید نظر در سازمان سپاه و انحلال قزلباش " سپاه قوللر و شاهسون" را پدید آورد و با همکاری متخصصانی که برادران شرلی از انگلستان به ایران آورده بودند ارتش را به سلاح گرم مجهز کرد. وی از سال 1011 ه.ق. به بعد با یک رشته عملیات تهاجمی که تا سال 1034 ه.ق. به طول انجامید مناطقی از قفقاز و آناتولی و عراق و عرب را از تصرف عثمانیها خارج کرد و مرزهای مملکت را به حدود دوران شاه اسماعیل بازگرداند. همچنین با مقابله سیاسی و نظامی با پرتقالیان در خلیج فارس قدرت دولت صفوی را بر جزایر و بنادر خلیج فارس برقرار نمود.با استقرار مجدد امنیت و ثبات در داخل کشور و علاقه شاه عباس به تقویت بنیه نظامی و اقتصادی کشور فصل تازه ای در مناسبات ایران با کشورهای اروپایی گشوده شد و یکی از نتایج آن رشد بازرگانی داخلی و خارجی به ویژه در زمینه تولید و فروش ابریشم وجلب منافع مالی فراوان بود. تمایل او به عمران و آبادانی موجبات رشد معماری و برپایی بناهای عام المنفعه،‌راهها،‌کاروانسراها،‌پلها، مساجد، مدارس و نیز تعالی بخشهای مختلف هنری را فراهم نمود که شاخصترین پدیده در عصر صفوی و حتی در تاریخ ایران محسوب می شود.

    ۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۵ دی ۹۳ ، ۱۴:۴۸
    مهدی اشرفی وند