جریان چپ نو یا نئومارکسیسم محصول نیمهی دوم قرن بیستم است. این جریان در نتیجهی ظهور رویکردهای درونگفتمانی منتقد نسبت به سوسیالیسم و کمونیسم به وجود آمد. کمونیستهای جوانی که به نحوی از به قدرت رسیدن کمونیسم در شوروی سابق به وجد آمده بودند ولی با مشاهدهی اعمال قدرت خشن از سوی این سیستم سرخورده شده بودند و در راستای ارائهی تفسیری نوین (مخصوصاً توجه به دموکراسی) از سوسیالیسم برآمدند. (کلارک، 1389). از این منظر توسعه مسئلهای است که بعد از جنگ جهانی دوم، از سوی کشورهای جهان اول به مسئلهای جهانی بدل شد تا همهی کشورهای در معرض تفکرات رقیب سرمایهداری، در گیرودار برخورد و مواجهه با این مسئلهی حیاتی و جهانی، از فکر افتادن در دامن رقیب تفکر مسلط بر جهان اول یعنی سوسیالیسم برحذر باشند.