جادوی اقتصاد

منشور خبری تحلیلی اقتصاد ایران و جهان

جادوی اقتصاد

منشور خبری تحلیلی اقتصاد ایران و جهان

زندگی بر پایه اقتصاد

۷۹ مطلب با موضوع «تاریخچه اقتصاد جهان» ثبت شده است

دیکتاتور اصلی 
 

نامش «ولادیمیر»، یکی از نام‌های پرطرفدار روسی و شهرتش «ایلیچ اولیانوف» بود اما در جهان او را با نام «لنین» می‌شناختند. به هر حال، فرقی نمی‌کند که او را با چه نامی بخوانند؛ مهم این است که او تئوریسین و کمونیست انقلابی روس، رهبر انقلاب 1917 روسیه و بنیانگذار دولت اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی شد.
«لنین» در تاریخ 28 آوریل 1870 میلادی در شهر «اولیانوفسک» واقع در 893‌کیلومتری شرق مسکو متولد شد. او فرزند سوم یک خانواده هشت‌نفره و از پدر و مادری تحصیل‌کرده و نسبتاً متمول بود. پدرش «نیکلایویچ اولیانوف» معلم و بازرس کل تعلیمات ایالتی شهر کوچک سیمبریسک بود که عناوین تشویقی بسیاری در شغلش کسب کرد. مادرش دختر یک پزشک یهودی بود و بدین ترتیب آنها جزو طبقه متوسط به بالای شوروی سابق محسوب می‌شدند. در واقع خانواده لنین تلفیقی از فرهنگ و ملیت (روسی، یهودی، قالمیقی، آلمانی‌های ولگا و...) بود. پدرش در سال 1887 میلادی درگذشت که این سال نقطه عطفی در جوانی لنین و آینده انقلابی او شد. تولد در چنین خانواده‌ای این بخت را در اختیار «لنین» گذاشت تا جذب جریان‌های چپ سیاسی این کشور شود. البته اعدام «الکساندر اولیانوف»، برادر بزرگ‌تر لنین که در سال 1887 به جرم شرکت در توطئه‌ای برای ترور تزار الکساندر سوم دستگیر شد، بر دوران جوانی لنین تاثیر عمیقی باقی گذاشت و او را بیش از پیش راغب کرد تا وارد عرصه سیاست شود. «آنا»، خواهر لنین، که در هنگام دستگیری الکساندر همراهش بود، مجبور شد دور از خانواده و در تبعید زندگی کند. حدود یک ماه بعد از این اتفاق، لنین با نمره ممتاز از دبیرستان فارغ‌التحصیل شد و برای تحصیل در رشته حقوق به دانشگاه «کازان» رفت.

امضای لنین


  

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۷ اسفند ۹۳ ، ۱۲:۰۰
مهدی اشرفی وند

ظام برچیده شده آپارتاید آفریقای جنوبی، نمونه‌ای جالب از رقابت گروه‌های ذی‌نفع جهت کسب تفوق سیاسی را به نمایش گذاشت.

apartheidباید توجه داشت که از آن جا که عموما تمام توجه‌‌ها به نقض شدید حقوق بشر در نظام آپارتاید معطوف شده بود، توجه بسیار کمی به بنیان‌های اقتصادی این ساختار اجتماعی پیچیده، صورت گرفته است. طبق دیدگاه رایج، نظام آپارتاید، توسط سفید پوست‌های ثروتمند و مرفه، برای سرکوب سیاهان فقیر طراحی شده بود. این در حالی است که در واقع، این سیستم از نبردهای طبقاتی نشات گرفته بود و عمدتا نتیجه جدال کارگران سفید پوست، علیه اکثریت سیاه پوست و سرمایه‌داران سفید بود. به بیان دیگر، آپارتاید به دنبال پیروزی سیاسی اتحادیه‌های کارگری سفید پوست‌های رادیکال بر هر دوی رقیبانش به وجود آمد. به طور خلاصه، این سیستم اقتصادی که به طور بی‌رحمانه‌ای، ظالمانه و مستبدانه عمل می‌کرد، سوسیالیسمی بود که چهره‌ای نژادپرستانه داشت.

ریشه‌های درگیری

وقتی که انگلیسی‌ها در سال 1796 به آفریقای جنوبی وارد شدند، به سرعت بر دولت دست نشانده هلند غلبه کردند و دولتی را تحت نظارت پارلمان انگلستان و حقوق عرفی این کشور ایجاد نمودند. این نظام لیبرال و فردگرا، طبیعتا به مذاق آفریکانرها (مهاجران هلندی ساکن آفریقای جنوبی) خوش نمی‌‌‌آمد. این مهاجران، به برده‌داری (برده‌‌ها غالبا از چین و مالایا وارده شده بودند) و سیستم حقوقی‌‌ای متکی بودند که هیچ جایگاهی برای غیرسفید پوست‌ها قائل نبود. بوئرها (نامی‌‌‌که آفریکانرها، برخودشان نهاده بودند)، از دخالت‌های انگلیسی‌ها که به زعم آن‌ها،‌ نماینده قدرت امپریالیسم بودند، تنفر داشتند. در 1835 و یک سال پس از الغای برده‌داری در آفریقای جنوبی توسط انگلیسی‌ها، آفریکانرها عملا از تن دادن به حکومت پادشاهی انگلیس در «گریت ترک» سر باز زدند.

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۳ بهمن ۹۳ ، ۱۲:۵۶
مهدی اشرفی وند

 

هربرت مارکوزه ترجمة مهرداد امامی
map1942world1600.jpg

*یادداشت مترجم: متن حاضر را باید تماماً در ظرف زمانی نگارش آن مورد نظر قرار داد. سال 1947: دو سال پس از پایان جنگ جهانی دوم و شکست فاشیسم هیتلری و قدرت یابی فزایندة شوروی و تقویت پندارهای «ظهور جامعة آتی کمونیستی» از دل «سوسیالیسم واقعاً موجود» در قالب سوسیالیسم دولتی شوروی. مارکوزه این تزها را با چنان قطعیتی نسبت به آیندة سوسیالیستی جهان نگاشته که امروزه حتی خوش باورترین طرفداران سوسیالیسم هم به چنین نحوی دَم از آن نمی زنند. دفاع شدید او از «اردوگاه شوروی»، نقد رادیکال احزاب کمونیستی پس از جنگ دوم، و ارائة راهکارهایی برای براندازی رادیکال نظام سرمایه داری از جمله ویژگی های متن پیش روست. این تزها همان طور که در یادداشت ویراستار مجموعه نیز ذکر شده، نه در آرشیو آثار مارکوز بلکه در آرشیو ماکس هورکهایمر پیدا شده اند و نام مشخصی ندارند، اما ویراستار جلد نخست مجموعه آثار مارکوزه، داگلاس کلنر، نام «33 تز» را بری آن ها برگزیده و ما نیز عنوان «33 تز در باب وضعیت جهان پس از جنگ دوم» را برای آن انتخاب کردیم.
*یادداشت ویراستار: این دست نوشته ای که آن را «33 تز» می نامم، بدون عنوان مشخصی در آرشیو ماکس هورکهایمر یافت شده  و در گوشة بالا سمت راست آن با دست نوشته شده «هربرت مارکوزه، فوریه 1947». در مرکز صفحه نوشته شده «بخش نخست». این دست نوشته شامل 33 تز در باب وضعیت کنونی جهان می-شود که قرار بود به عنوان مقدمه ای برای آغاز به کار مجددِ احتمالی مجلة موسسة تحقیقات اجتماعی به کار رود. هر چند نامة 17 اکتبر 1947 به هورکهایمر نشان می دهد که مارکوزه در حال کار بر روی تزهاست، اما این دست نوشته در آرشیو خود مارکوزه پیدا نشده است. از این رو، ما پیش نویس فوریة 1947 را که در آرشیو هورکهایمر یافت شده، منتشر می کنیم. با تشکر از گانزلین اشمید نوئر به خاطر در دسترس قرار دادن این سند.

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۲ بهمن ۹۳ ، ۱۲:۲۲
مهدی اشرفی وند

نوشته: ژرژ ریپر ، ترجمه: دکتر نورعلی تابنده

مقالات قدیمی : « در مقولات مربوط به رژیم سرمایه داری لطفاً شهادت یک حقوقدان را هم بپذیرید! »(مرداد 1345)
معمولا مردانی که دارای سطح فکری یکسان و همانند هستند و بیک اندازه حسن نیت دارند و از تعصب علمی و فکری نیز منزه و مبرا هستند اگر پدیده واحدی را بررسی کنند بنتایج متضادی خواهند رسید. گاهی از همان بدو امر با هم هماهنگ نیستند و اکثر اوقات بواسطه مشرب ها و مسلک های مختلف، نظریاتی که هریک از ایشان درباره زندگی اجتماعی دارند به مسیرهای مختلفی کشانده می شوند. این منازعات نظری لاینحل است معذلک کسانیکه با پشتکار و پی گیری و کوشش خستگی ناپذیر، در دنبال مبارزه فکری می روند به پیروزی نظریه خویش در آینده امیدوارند، اگرچه این آینده در زمانی بسیار دور و بعید باشد. سخن بر سر چهره حقوقی رژیم سرمایه داری است. آیا این طریقه مطمئن تر نیست که در سازمان قضائی فعلی شانس بقا یا زوال رژیم سرمایه داری را جستجو کنیم؟ بی شک از روی قوت و ضعف سازمانهائی که این رژیم را حفظ می کنند میتوان به قدرت یا ضعف آن پی برد.

گروه اقتصاد دآنها معمولا به مکتب های مختلف تقسیم بندی شده اند و مکاتب خود را بنامهای لیبرالیسم، دیریژیسم، کوئوپراتیسم، سوسیالیسم و کمونیسم می نامند. رسم چنین است که وقتی که این سلسله مراتب طی شد همین نامها را با افزودن یک پیشاوند از سر میگیرند. امروزه ما دارای مکتب هائی باسامی لیبرالیسم جدید، کوئوپراتیسم جدید، سوسیالیسم جدید (1) می باشیم و بدون شک فردا یک کمونیسم جدید نیز خواهیم داشت. این تقسیم بندی کشش ها و تمایلات فکری مختلف را نشان می دهد و طبعاً هر یک از آنها در قضاوت امر نفوذ می کند.

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۷ بهمن ۹۳ ، ۱۱:۰۲
مهدی اشرفی وند
 
aristotle3.jpg

فلسفه اقتصادی ارسطو برای حفظ ثبات، ایجاد هماهنگی و عدالت اجتماعی در یک جامعه سنت گرا مطلوب بود (تفضلی، 1381: 116). از نظر او آدمیان افرادی منزوی و تنها نیستند و فضایل انسانی را گوشه نشینان منفرد نمی توانند به حیطه عمل در آورند. ارسطو می گوید: "آدمی به طبع جانوری اجتماعی است". این سخن اتفاقی به زبان نیامده و بخشی از نظریه ای در زیست شناسی است. "جانوران اجتماعی آنچنان جانورانی اند که وجه مشترک شان فعالیت واحد است (مانند مورچگان و زنبورها)، خصوصیت آدمیان در قیاس با جانوران دیگر این است که فقط ایشان قادر به ادراک خوب و بد و عدل و ظلم و بقیه امورند و بهره مندی از این چیزهاست که خانوار و دولت را پدید می آورد (نوسباوم، 1389: 121). بنابراین انسانها نمی توانند در انزوا زندگی کنند و نتیجتا به حکم طبیعت به صورت گروهی دور هم جمع می شوند و شهرها را بوجود می آورند، بنابراین "شهر پدیده ای است طبیعی" (تفضلی، 1381: 116).   بر خلاف افلاطون که افراد و خانواده را در جامعه مستهلک می ساخت و سعادت جامعه را منظور قرار می داد، ارسطو افراد را اصل می دانست، چه هیات اجتماعیه که وجود مستقل از افراد ندارد، بدون سعادت افراد چگونه می تواند سعادتمند شود. او به اصالت فرد بیش از اصالت جمع عقیده داشت. به نظر او نفع فردی و خانوادگی قبل از نفع عمومی موجب تحرک و فعالیت اقتصادی است. او منتقد رژیم اقتصادی بود که ما امروز "سرمایه داری" می نامیم. از اقتصاد پولی تنقید می کرد و به اقتصاد طبیعی دلبسته بود. به نظر او پدر خانواده وقتی که برای رفع نیازمندی های خانواده خود تولید می کند یک عمل اقتصادی طبیعی انجام می دهد ولی کسی که می خرد برای آنکه گرانتر بفروشد قصد سوداگری و ثروتمند کردن خود را دارد. او مخالف سرسخت رباخواری بود (قدیری اصلی، 1387: 17). ارسطو پول را عنصری عقیم دانسته لذا بهره مربوط به پول قرضی را ممنوع می دانست (دادگر، 1385: 93). پول از نظرش یک وسیله مبادله بوده و وجود آن به منظور تسهیلات مبادلات در جامعه است و به خودی خود مولد نیست و ربحی که در ازای آن گرفته می شود خلاف طبیعت است. ارسطو موافق مالکیت ارضی در چارچوب خانواده بود. به نظر وی ثروت آن چیزی است که برای رفع نیازمندی ها به کار آید و زاید بر آن ثروت محسوب نمی شود (قدیری اصلی، 1387: 17).

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۳۰ دی ۹۳ ، ۱۷:۰۷
مهدی اشرفی وند

 

مدیریت نفت: از زمان کشف نفت در پنسیلوانیای آمریکا در سال 1859 ، مدیریت صنعت نفت مراحل زیادی را گذرانده است. از همان ابتدا فعالیت​های حوزه نفت به دو بخش بالادستی ( اکتشاف و استخراج ) و پایین دستی ( حمل و نقل ، پالایش و بازاریابی ) تقسیم می​شد . مدیریت بخش های مختلف صنعت نفت در طول زمان در اثر عواملی مانند مزیت تکنولوژیکی، سرمایه گذاری، حقوق انحصاری، کارآفرینی، ریسک پذیری و موقعیت منطقه ای تغییر کرده است. اولین مرحله از مدیریت صنعت نفت در آمریکا شکل گرفت شد. بخش بالادستی توسط گروهی از تولید کنندگان سازمان نیافته اداره می​شد اما شرکت نفتی استاندارد، انحصار بخش پایین دستی نفت را در اختیار داشت. مرحله بعدی مدیریت صنعت نفت زمانی پیش آمد که شرکت نفتی استاندارد در صحنه بین المللی با رقیبان قدرتمندی مانند شل از بریتانیا و رویال داچ از هلند مواجه شد. هرچند تلاش شرکت استاندارد برای یک ائتلاف بین المللی ناکام ماند اما دو شرکت اروپایی در هم ادغام شدند . در مرحله سوم شرکت استاندارد به خاطر قوانین ضد انحصار در آمریکا به پنج شرکت کوچک تر تجزیه شد . چهارمین مرحله از مدیریت صنعت نفت همراه شد با تجربه کردن وابستگی شدید به نفت توسط کشورهای اروپایی در جریان جنگ جهانی اول ؛ به همین دلیل این کشورها ضرورت ایجاد صنعت نفت مستقل برای خود را احساس کردند و این موجب ایجاد شرکت های ملی نفت شد .

 

مباحثی که از سال 1960 و در زمان تاسیس سازمان کشورهای صادر کننده نفت ( اوپک ) در مورد ضرورت ، تکالیف و قدرت این سازمان شکل گرفته بود ؛ هنوز هم بعد از گذشت پنجاه سال ادامه دارد. گروهی از تحلیلگران معتقدند که ونزوئلا در تاسیس این سازمان نقش اصلی را بر عهده داشت اما گروهی دیگر از تحلیلگران عقیده دارند تاسیس اوپک ریشه در مسائل ژئوپولیتیک خاورمیانه داشت. اما در این مورد که کاهش قیمت نفت اصلی ترین عامل تاسیس این سازمان بود همه توافق دارند.

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۳۰ دی ۹۳ ، ۱۷:۰۳
مهدی اشرفی وند

مردم عرب، عمدتاً مردمانی مهمان دوست هستند. اماراتی ها، این سنت دیرین عربی را به اقتصاد گردشگری هم گره زدند. بدین ترتیب، گردشگران سراسر جهان بی هیچ واهمه ای راهی این کشور و مشخصاً دوبی شدند تا در جایی که هیچ کس درباره مذهب و ملیت شان نمی پرسد و سلیقه ای بر ایشان تحمیل نمی کند، مورد احترام واقع شوند.
امارات متحده عربی؛ کشوری که در 43 سالی که از استقلالش گذشته، توانسته است بیش از بسیاری از ممالک دارای تاریخ و تمدن و وسعت، بدرخشد و سری در میان سرها داشته باشد.

 

سرزمینی که امروز به نام "امارات متحده عربی" شناخته می شود، یک قرن پیش، موطن بادیه نشیانی بود که به سختی روزگار می گذراندند. قحطی دهه های 1930 و 1940 میلادی عرصه را چنان بر مردمان آن دیار تنگ کرد که چاره ای جز سرخ کردن و خوردن ملخ های پرشمار بیابان نداشتند.

uae

با این حال، مردم آن سرزمین، خود را محکوم به گم شدن در میان توفان های شن و محو شدن در تاریخ ندانستند. آنها تصمیم گرفتند خاک را به طلا تبدیل کنند و بی هیچ مبالغه ای این کار را کردند و از این رو ، پر بیراه نیست به مردم این سرزمین و حاکمان دوراندیش آن لقب کیمیاگر داد.

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۶ دی ۹۳ ، ۱۶:۳۳
مهدی اشرفی وند

اختلاس دامنه وسیعی از فعالیت های غیرقانونی را در بر می گیرد. مواردی مانند برداشتن بخشی از فروش روزانه توسط صندوقدار یک فروشگاه ، فریب سرمایه گذاران توسط موسسات مالی و همچنین سوء استفاده از قدرت توسط سیاستمداران، هرچند تفاوت های بسیاری چه از نظر شیوه اختلاس و چه از نظر مبلغ با یکدیگر دارند اما همگی در یک مورد مشترکند: به جیب زدن پول دیگران! در ادامه به چهارتن از اختلاس گران مشهور بین المللی اشاره می کنیم. افرادی که مبلغ اختلاس شده و همچنین موقعیت سیاسی و اجتماعی ایشان موجب توجه گسترده رسانه ها به رسوایی مالی آن ها شد.

برنارد مدوف

سال 2008 یکی از بزرگترین اختلاس های تاریخ به سوژه اول رسانه های آمریکایی تبدیل شد. شرکت سرمایه گذاری برنارد مدوف در وال استریت که از سال 1960 شروع به کار کرده بود به خاطر رسوایی مالی مدیر آن به کار خود پایان داد. یکی از اصلی ترین اتهامات مدوف استفاده از سیستم پونزی برای پرداخت سود به سرمایه گذاران بود. سیستم پونزی زمانی است که صاحب بنگاه بدون اینکه فعالیت اقتصادی خاصی با پول سرمایه گذاران انجام دهد، تنها با پول سرمایه گذاران جدید به سرمایه گذاران قبلی سود بدهد. مدوف به خوبی از پس این کار برآمد و توانسته بود اعتبار هنگفتی برای شرکتش کسب کند تا جایی که بسیاری از چهره های مشهور رسانه ای، هنری و سیاسی جزو مشتریان او محسوب می شدند. همزمانی رسوایی مدوف و بحران مالی جهانی باعث شد تا افکار عمومی با حساسیت و خشم بسیاری پرونده او را دنبال کنند. در نهایت مدوف به اتهام جعل اسناد، پولشویی، فریب سرمایه گذاران و همچنین اختلاس 75 میلیارد دلار به 150 سال زندان و پرداخت غرامتی 170 میلیارد دلاری محکوم شد. البته هزینه هایی که مدوف بابت اختلاسش پرداخت محدود به زندان و غرامت نمی شود. مارک مدوف، پسر برنارد مدوف، دو سال بعد از زندانی شدن پدرش در شرایطی با حلق آویز کردن خود به زندگی اش پایان داد که خانواده اش در اتاق های دیگر خانه خوابیده بودند. به نظر می رسد که  فرجام تلخ اختلاس مدوف تا مدت ها بر وال استریت و رسانه های آمریکا سایه بیفکند.

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۳ دی ۹۳ ، ۱۲:۰۵
مهدی اشرفی وند

شاید نه مارشال و نه پیگو، هیچ‌کدام فکر نمی‌کردند روزی فرا برسد که یکی از شاگردان برجسته‌شان علیه تفکرات آنها قیام کند و انقلابی جهانی برپا سازد.
در تاریخ اندیشه اقتصادی، هرگاه نامی از دانشکده اقتصاد دانشگاه کمبریج برده شود، بلافاصله اسامی این سه نفر در ذهن‌ها تداعی می‌شود: مارشال، پیگو و کینز. سه اقتصاددانی که هریک به تنهایی آنقدر معروف و اثرگذار هستند که صرف وجود نام آنها در تاریخچه یک دانشکده، افتخاری برای آن محسوب شود. این سه، از سال‌های آغازین اوج‌گیری دانشکده اقتصاد دانشگاه کمبریج، هریک کوشیدند تا اعتبار علم اقتصاد و دانشکده خود را به درجه رفیعی برسانند. تلاش‌هایی که به نظر می‌رسد نتیجه داد و این نتیجه همچنان نیز پابرجاست. به‌گونه‌ای که هم‌اینک مکتب اقتصادی دانشگاه کمبریج، خود معرف نوع خاصی از اندیشه اقتصادی است.
آلفرد مارشال در سال 1885 میلادی، فعالیت خود به عنوان استاد اقتصاد سیاسی را در دانشگاه کمبریج آغاز کرد و تا زمان بازنشستگی‌اش در سال 1908 میلادی به این کار خود ادامه داد. مارشال به عنوان بنیانگذار «مکتب دانشکده کمبریج» شناخته می‌شد. مکتبی که در آن زمان تاکید ویژه‌اش بر موضوعاتی از قبیل بازدهی‌های فزاینده نسبت به مقیاس، نظریه بنگاه و اقتصاد رفاه بود. پس از بازنشستگی او نیز مسوولیت رهبری و هدایت این مکتب به ترتیب بر دوش آرتور سسیل پیگو و جان مینارد کینز گذاشته شد. در همان سالی که مارشال بازنشسته شد (1908)، آرتور پیگو به عنوان استاد اقتصاد سیاسی دانشگاه کمبریج برگزیده شد. او این سمت را تا سال 1943 میلادی حفظ کرد. یکی از نخستین کارهایی که پیگو انجام داد این بود که برای کینز حمایت مالی‌ای را جهت کار بر روی اثر «نظریه احتمال» فراهم کرد. پیگو و کینز نسبت به یکدیگر محبت و احترام متقابلی داشتند که تفاوت‌های اندیشه‌ای‌شان هیچ‌گاه مخاطره جدی‌ای را در این رابطه دوستانه‌شان ایجاد نکرد. تا اینجای کار، هم مارشال و هم پیگو، هر دو، در زمره اقتصاددانان نئوکلاسیک به حساب می‌آمدند.
و اما کینز. کینز در سال 1908 میلادی به عنوان مدرس در دانشگاه کمبریج شروع به فعالیت کرد. سپس برای مدتی از این کار کناره‌گیری کرد تا در خزانه‌داری انگلستان کار کند. او پس از آنکه در سال 1919 از سمت خود در خزانه‌داری استعفا داد، برای ادامه تدریس، مجدداً به دانشگاه کمبریج بازگشت. سرانجام کتاب معروف و انقلابی کینز تحت عنوان «نظریه عمومی اشتغال، بهره و پول» نیز در سال 1936 میلادی به رشته تحریر درآمد و پارادایم غالب نئوکلاسیکی را به چالش کشید. به این ترتیب از آن سال به بعد دانشگاه کمبریج به محفلی برای نظریه‌پردازان اقتصاد کینزی بدل شد. به‌گونه‌ای که بعدها اقتصاددانانی نظیر پی‌یرو سرافا، مایکل کاِلکی، سر جان هیکس، خانم جون رابینسون و حتی جوزف استیگلیتز نیز که هر یک به گونه‌ای در زمره اقتصاددانان کینزی محسوب می‌شوند، فعالیت کردند.
بنابراین پس از گذشت بیش از یک قرن از زمانی که آلفرد مارشال به عنوان یک اقتصاددان نئوکلاسیک تمام و کمال، کرسی استادی اقتصاد سیاسی را در دانشگاه کمبریج بر عهده داشت، هم‌اینک دیگر نام دانشکده اقتصاد دانشگاه کمبریج با اقتصاد کینزی عجین شده است.

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۸ دی ۹۳ ، ۲۰:۴۸
مهدی اشرفی وند

تا قبل از قرن 13 میلادی تمام بحثهای اجتماعی از جمله اقتصاد از دیدگاه اخلاق بررسی می شد.
افلاطون: ثروت و فضیلت به دو کفه ترازو می مانندکه هرگاه یک کفه سنگین تر شود، پایین می آید ودیگری بالا خواهد رفت.
در این قسمت مکاتب مهم اقتصادی به ترتیب شکل گیری بررسی می شود.
مکتب مرکانتیلیسم (قرن13تا قرن 18)


اقتصاد
تمام کشورها نسخه ثابت درد خود را در دریافت سه قلم دارو می دانستند:
1- کسب طلا و نقره از هر مسیر ممکن
2-افزایش ثروت و قدرت دولت مرکزی
3- مداخله مستقیم دولت در امور اقتصادی و کنترل آن


۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۵ آذر ۹۳ ، ۱۲:۴۷
مهدی اشرفی وند
 

 

بانک انگلیس (Bank of England - BOE) بانک مرکزی بریتانیاست و به عنوان الگویی برای بسیاری از بانک‌های مرکزی مدرن پایه‌گذاری شده است. این بانک که در سال 1694 میلادی تاسیس شد، دومین بانک مرکزی قدیمی جهان پس از بانک مرکزی سوئد و هشتمین بانک جهان است. هدف تاسیس بانک مرکزی انگلستان، کمک به دولت انگلیس بود و هنوز هم این بانک، بانکدار دولت است. مالکیت بانک مرکزی انگلستان از زمان پایه‌گذاری‌اش در سال 1694 تا ملی شدن آن در سال 1964 خصوصی بوده است. این بانک در سال 1998 به یک ارگان ملی غیروابسته تبدیل شده و با استقلال در تنظیم سیاست پولی، مالکیت آن به کلی به وزارت خزانه‌داری (به عنوان وکیل و نماینده دولت) داده شد. این بانک یکی از هشت بانک مجاز به صدور اسکناس در گستره پادشاهی بریتانیاست، ولی برای انتشار اسکناس در انگلستان و ولز انحصار داشته و همچنین به عنوان نهاد تنظیم‌کننده انتشار اسکناس در اسکاتلند و ایرلند شمالی نیز شناخته می‌شود. برای مدیریت سیاست پولی به کمیته سیاست پولی بانک مسوولیت داده شده است و همچنین خزانه‌داری نیز برای اعطای دستورات به کمیته سیاست پولی - درصورتی که به خاطر نفع عمومی یا شرایط اقتصادی خاص به این دستورات نیاز داشته باشند - قدرت اضافی دارد، اما این دستورات، پیش از اجرا، باید طی 28 روز توسط پارلمان تایید شده باشد. نخستین نشست کمیته سیاستگذاری مالی بانک مرکزی انگلستان به عنوان قانونگذار سیاست‌های کلان احتیاطی 
(macro prudential)، در ماه ژوئن سال 2011 برگزار شد. هدف برگزاری این نشست، بازبینی قانون بخش مالی انگلستان بود. ساختمان مرکزی بانک از سال 1734 در منطقه‌ای واقع در قلب بخش مالی لندن، خیابان تریدنیدل، قرار دارد. گاهی از این ساختمان با عنوان افسانه‌ای «بانوی پیر خیابان تریدنیدل» یا «بانوی پیر» نیز یاد می‌شود.
۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۹ آذر ۹۳ ، ۲۲:۱۳
مهدی اشرفی وند

در سال ۱۸۳۵ در اسکاتلند دیده به جهان گشود اما طولی نگذشت که در در اوایل دوران نوجوانی و در سال ۱۸۴۸، پدرش خانواده را به امریکا برد تا زندگی تازه ای را از سر گیرند. در ابتدا کار خود را به عنوان تلگرافچی و نیز کارمند شرکت راه آهن پنسیلوانیا آغاز کرد و به پیشرفت شغلی قابل ملاحظه ای دست یافت بگونه ای که با شروع جنگها مدنی در آمریکا، مسئولیت راه آهن و تلگراف امریکا را عهده دار شد.

اندروی جوان در حالی وارد امریکا شد که تنها چند پول سیاه در جیب داشت. اما نیم قرن بعد، او به ثروتمندترین مرد روی کره خاکی تبدیل شد. او بنیان گذار شرکت فولاد کارنگی بود که بعداً به شرکت فولاد ایالات متحده یا یو. اس. استیل تبدیل شد. ناپلئون هیل، نویسنده نامدار، که در آن سالها در کسوت خبرنگاری مشغول به کار بود با شنیدن آوازه موفقیت اندرو کارنگی و در اوج قدرت او، نزد این مرد ثروتمند و موفق رفت. در واقع دستمایه بسیاری از پرفروش ترین آثار ناپلئون هیل، از جمله کتاب تحسین شده بیندیش و ثروتمند شو؛ مبتنی بر آموزه های هیل از کارنگی است.

کارنگی به علاوه انسانی وارسته و نیکوکار بود. آنگونه که در دانشنامه ویکی پدیا می خوانیم، کارنگی بیشتر ثروت خود را صرف تأسیس موسسات سودمند همگانی مانند کتاب خانه ها و مدارس و دانشگاه ها (همانند دانشگاه کارنگی ملون) کرد. وی در مدت عمر خود ۳۰۰۰ کتابخانه عمومی (همانند کتابخانه مرکزی سیاتل) تاسیس نمود، و قریب ۳۵۰ میلیون دلار صرف ساخت اماکنی همچون تالار کارنگی و حمایت از برنامه های فرهنگی نمود.

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۹ آذر ۹۳ ، ۲۱:۵۵
مهدی اشرفی وند
دولت کشور کره جنوبی در گزارش اخیر خود تاکید کرد حمایت از فعالیت‌های اقتصادی کوچک و خانوادگی کلید رشد اقتصادی در کشور است.
 

در سال 2008 میلادی بحران اعتباری دنیا و رکود اقتصادی غرب آسیب زیادی به اقتصاد کره جنوبی وارد کرد ولی این کشور با استفاده از تمهیداتی در تسهیل فرآیند کسب و کار در کشور توانست در جهت کاهش موانع تجاری و اقتصادی گام بردارد و به دنبال آن باعث رشد اقتصادی در کشور شود.

در سال 2009 میلادی نرخ رشد اقتصادی این کشور کاهش پیدا کرد و ارزش وون کره جنوبی به کمترین سطح طی پنج سال گذشته رسید. محدودیت‌های مالی در این کشور سبب شد اقتصاد این کشور توان رشد و تجارت را از دست بدهد. در این زمان کشور کره جنوبی برای تقویت شرایط اقتصادی خود اقدام به اصلاح نظام مالیاتی کرد. از جمله طرح‌های اصلاحاتی ایجاد‌شده در این کشور را می‌توان به این صورت عنوان کرد: 1- حمایت از مالیات‌دهندگان کم‌درآمد و با درآمد متوسط از طریق ارائه اعتبار مالیاتی به این بنگاه‌های اقتصادی که باعث شد انگیزه آغاز فعالیت‌های اقتصادی کوچک در کشور ایجاد شود و این فعالیت‌های اقتصادی بتوانند در طول زمان رشد کنند، 2- ایجاد فرصت‌های شغلی در کشور از طریق سرمایه‌گذاری در واحدهای تولیدی و صنعتی در کشور، 3- افزایش ظرفیت‌های سرمایه‌گذاری و اجرای سیاست‌های جذب سرمایه‌های خارجی به کشور در کنار تقویت نرخ رشد اقتصادی در این کشور، 4- عقلایی‌سازی نظام مالیاتی و حصول اطمینان از پایداری منابع مالی دولتی در اجرای پروژه‌های زیر‌ساختی و اقتصادی.

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۶ آبان ۹۳ ، ۱۲:۴۸
مهدی اشرفی وند

شولتز در برابر لوئیس 
 

 

 

 

تئودور شولتز به همراه آرتور لوئیس، در سال 1979 میلادی برای تحقیقات پیشگامشان در زمینه توسعه اقتصادی با تمرکز بر مشکلات کشورهای در حال توسعه به‌طور مشترک برنده جایزه نوبل شدند. 

تئودور شولتز آلمانی در سال 1926 مدرک لیسانس خود را در رشته اقتصاد کشاورزی اخذ کرد و در سال 1930 موفق به اخذ دکترا در همین رشته شد. او در همین سال در کالج آیوا به تدریس اقتصاد کشاورزی مشغول بود و سپس به دانشگاه شیکاگو رفت و باقی زندگی آکادمیکش را در آنجا سپری کرد. او در اقتصاد بیش از همه برای اهمیتی که به «سرمایه انسانی» و مفهوم «اقتصاد کشاورزی و توسعه» می‌داد شناخته شده است. شولتز روی مساله کشاورزی متمرکز شد و این برای کسی که در مزرعه‌ای در داکوتای جنوبی بزرگ شده بود، امری غیرعادی نبود. او به علت آشنایی‌ای که با کشاورزی آمریکا، شوروی سابق و کشورهای در حال توسعه داشت بدون واسطه تجربیات عملی قابل توجهی کسب کرده بود. او تعطیلات دانشگاهی خود را در جوامع روستایی و در میان کشاورزان می‌گذراند و به علت این ارتباط مستقیم احترام زیادی برای هوشمندی و تلاش آنها قائل بود. شولتز در سال 1966 کتاب «گذار از کشاورزی سنتی» را منتشر کرد که اثر اصلی او در زمینه بخش روستایی و کشاورزی جهان سوم است. اهدای جایزه نوبل به او هم عمدتاً به واسطه تالیف همین کتاب بود که حاصل مشاهدات و تجربیاتش در هند بود. در دانشگاه شیکاگو بود که کشاورزی را در مکان‌های مختلف دنیا مورد بررسی قرار داد و بیان کرد کشاورزان سنتی در کشورهای فقیر بازدهی منابع در اختیارشان را حداکثر می‌کنند. او عدم تمایل آشکار آنها به نوآوری را منطقی می‌دانست چرا که معمولاً دولت‌های آن کشورها بر محصولات کشاورزی قیمت‌های مصنوعی پایین و مالیات‌های سنگین وضع می‌کنند. همچنین در این کشورها بر خلاف ایالات متحده دولت‌ها کشاورزان را با روش‌های نوین کشت و زرع آشنا نکرده‌اند.

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۳ آبان ۹۳ ، ۱۴:۰۴
مهدی اشرفی وند

کتابی‌که برخی مطالب آن به طور فشرده در اینجا تقدیم می‌شود حاوی راهبردهای عالی و هوشمندانه‌یی است که توسط رهبر معروف سنگاپور آقای لی کووان یو (تولد ۱۶ سپتمبر ۱۹۲۳) به منظــــور تأمیـــن هـــدف انکشـــاف اقتصادی- اجتماعی طرح و پیشنهاد شده اند. 

singapore-story

 

 

 

 

 

 

این راهبردها، راه حل‌های مؤثری را برای معضله‌هایی ارایه می‌کنند که زمانی مردم سنگاپور با آن‌ها بوده اند. کتاب آقای یو اثری است زیبا و خواندنی. این اثر مملو از مفکوره‌ها و راه حل‌هــای تـــازه و مبتکرانه‌یی است که به منظور تقابل با معضلۀ عقب مانده‌‎گی اقتصادی-اجتماعی طرح گردیده و توسط خود آقای یو در عمل مورد تطبیق قرارداده شده اند. مطالعۀ کتاب آقای یو، بدون تردید، برای کسانی مفید و حتمی است که هدف آن‌ها را جست‌وجوی راه‌های انکشافی سازگار با فرهنگ، عادات، تاریخ، و ساختار اجتماعی جامعۀ در حال انکشاف، تشکیل می‌دهد. آنچه در این‌جا مطالعه می‌کنید شامل برخی از مفکوره‌ها و اقداماتی است که در اثر آقای یو مورد بحث قرارداده شده و تطبیق آنها در عمل اسباب انکشاف سریع سنگاپور را ببار آورده است.

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۲ آبان ۹۳ ، ۱۴:۳۱
مهدی اشرفی وند

سنتز مارکسیسم، فمینیسم و سرمایه‌داری 
 

 


 

اقتصاد خانواده مفاهیم اساسی اقتصاد، مانند تولید، تقسیم کار، توزیع و تصمیم‌گیری در زمینه مطالعات خانوار را شامل می‌شود. این شاخه علم اقتصاد تلاش می‌کند تا با استفاده از تجزیه و تحلیل‌های اقتصادی نتایج منحصر به فرد، مانند ازدواج، تصمیم به داشتن فرزند، باروری، چند‌همسری، زمان اختصاص داده‌شده به تولیدات داخلی و پرداخت مهریه را به خانواده‌ها آموزش دهد. اگرچه از زمان آدام اسمیت خانواده به عنوان یک نهاد اساسی شناخته شده است، با این حال از پیش از سال 1960 میلادی راهکارهای نظام‌مندی را دریافت کرده است. یک استثنای مهم مدل رشد جمعیت توماس مالتوس و فردریش انگلس است. مطالعات مقدماتی صورت‌گرفته بر روی ساختار خانواده، بعدها اغلب توسط مکاتب مارکسیست و فمینیست اقتصادی مورد توجه قرار گرفت. از سال 1960 به بعد اقتصاد خانواده در جریان اصلی اقتصاد توسعه یافت و همراه شاخه «اقتصاد خانه جدید» (New home economics)، که افرادی مانند گری بکر، ژاکوب مینچر و شاگردان‌شان بنیانگذار آن بودند،

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۰ آبان ۹۳ ، ۱۳:۰۷
مهدی اشرفی وند

بنیاد کولِز در گذر زمان 
 

 
ملاقات جیمز توبین (نفر دوم از سمت چپ) از اعضای بنیاد کولِز با رئیس‌جمهور جان‌اف کندی

 


 

 

 

 

 

 

 

 

 

«باید اشاره کنم که من در یک گروه نیز مشارکتی فعالانه داشتم. کار‌ویژه این گروه، به توسعه مدل‌های اقتصادسنجی برای استفاده در اقتصاد اختصاص داشت. نام این گروه «کمیسیون کولِز» بود. کار من در گروه در زمینه بنیان‌های نظری روش‌های سیستم بود. کاری که برای همه گروه بسیار حساس بود و انجام آن شاید در‌بردارنده پیچیدگی‌های بسیاری نیز بود. همین پیچیدگی، یکی از دلایلی بود که من گروه را ترک کردم ... فردی که از این گروه حمایت مالی می‌کرد، «کولِز» بود. این گروه، گروه وسیعی بود که روش‌های آماری را برای استفاده در علم اقتصاد و توسعه نظریه‌ها و اصلاح بنیان‌ها به منظور تاکید بر تحلیل، به کار می‌برد. افراد برجسته بسیار زیادی که بعدها به چهره‌هایی شناخته‌شده تبدیل شدند نیز در آن حضور داشتند. افرادی نظیر جالینگ کوپمَنز، که اقتصاددانی شایسته بود، جِیکوب مارشاک و لارنس  کلاین، کسی که در زمینه ادوار تجاری کار کرده بود. این گروه، بسیار پرتلاش و پرکار بود.»

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۶ آبان ۹۳ ، ۱۳:۴۷
مهدی اشرفی وند

حلقه عقلانیت 

 

 
 

مرور زندگی افراد تاثیرگذار در حوزه‌های علمی و غیرعلمی، می‌تواند این نتیجه را القا کند که اکثر این افراد، با عضویت یا تاسیس گروه‌ها و انجمن‌های گوناگون، راه را برای پیشرفت خود در آینده هموار کرده‌اند. این موضوع زمانی جالب می‌شود که وقتی گروهی از افراد تاثیرگذارِ همفکر در یک حوزه خاص را غربال و سوابق آنها را بررسی کنیم، درمی‌یابیم که بخش قابل توجهی از آنها از نقطه‌ای یکسان و در کنار یکدیگر کارشان را شروع کرده‌اند و هر یک به تنهایی بعدها جریان‌ساز شدند.

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۶ آبان ۹۳ ، ۱۳:۴۲
مهدی اشرفی وند
 انجمن مونت پلرین، یک سازمان بین‌المللی است که از اقتصاددانان (از جمله هشت نفر از برندگان جایزه نوبل در زمینه علوم اقتصادی)، فیلسوفان، مورخان، روشنفکران، رهبران تجاری و دیگر افرادی که خود را متعهد به حفظ آزادی شخصی و سیاسی می‌دانند تشکیل شده است. افرادی مانند فردریش هایک، کارل پوپر، لودویگ فون میزس، جرج استیگلر و میلتون فریدمن از پایه‌گذاران این انجمن بوده‌اند. انجمن از مفاهیمی مانند آزادی بیان، سیاست‌های اقتصادی بازار آزاد و ارزش‌های سیاسی یک جامعه باز حمایت می‌کند، در حالی که پایه‌های اساسی آن بر روی لیبرالیسم کلاسیک قرار داده شده و اعتبار خود را از نئولیبرالیسم به دست آورده است. 

هم‌اکنون رئیس انجمن مونت‌پلرین، آلن مِلتزر، استاد اقتصاد سیاسی دانشگاه کارنِگی‌ملون است. مطالعه انجام شده از سوی مِلتزر تحت عنوان «تاریخ فدرال‌رزرو» جامع‌ترین تاریخ‌نگاری در مورد بانک مرکزی به حساب می‌آید. همچنین اعضای کمیته اجرایی این انجمن را نیز آلن مِلتزر، دیپَک لَل، عضو هیات علمی دانشگاه کالیفرنیا لس‌آنجلس، ایمون باتلر، مولف و  برنامه‌ساز اقتصادی اجتماعی و مدیر و یکی از بنیانگذاران موسسه آدام اسمیت، و همچنین ادوین جان فولنِر، رئیس سابق بنیاد هریتیج، تشکیل می‌دهند. معاونان انجمن مونت‌پلرین نیز شامل چهار عضو به نام‌های دیپَک لَل، سوری راتناپالا، استاد حقوق عمومی در دانشگاه کویینزلند استرالیا، وِسِلین ووکوتیچ، اقتصاددان اهل مونته‌نگرو و استاد دانشگاه دونجا گوریچا، و همچنین ژراردو بونژیوانی اهل آرژانتین هستند.

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۵ آبان ۹۳ ، ۱۴:۳۴
مهدی اشرفی وند
 

تاریخچه حسابداری

 

 

 

 

حسابداری در جهان نزدیک به ۶۰۰۰ سال قدمت دارد و تاریخ نخستین مدارک کشف شده حسابداری به ۳۶۰۰ سال قبل از میلاد برمی گردد.

پیشینه حسابداری در سرزمین ما نیز به نخستین تمدنهایی بر می گردد که دراین سرزمین پا گرفت، و مدارک حسابداری بدست آمده با ۲۵ قرن قدمت، گواه بر پیشرفت این دانش در ایران باستان است. در طول تاریخ، روشهای حسابداری متوع و متعددی برای اداره امور حکومتی و انجام دادن فعالیتهای اقتصادی ابداع شد، که در پاسخ به نیازهای زمان، سیر تحولی و تکاملی داشته است. ممیزی املاک در تمدن ساسانی(در جریان اصلاحات انوشیروان، به منظور تشخیص مالیاتهای ارضی، کلیه زمینهای مزروعی کشور ممیزی و مشخصات آن از جمله مساحت، نوع زمین و نوع محصول در دفتری ثبت می گردید.) و تکامل حسابداری برای نگهداری حساب درآمد و مخارج حکومتی در دوران سلجوقیان(نگارش اعداد را به صورت علائمی کوتاه شده از نام اعداد عربی، حساب سیاق می نامند.

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۴ آبان ۹۳ ، ۱۳:۲۹
مهدی اشرفی وند