حدود 53 ماه از اجرای قانون هدفمند کردن یارانهها میگذرد؛ قانونی که آمد تا اقتصاد ایران را سامان ببخشد، اما نهتنها بر بار مشکلات اقتصاد کشور افزود، بلکه امروز همچون کودک معلولی میماند که تاکنون راه درمانی برای آن پیدا نشده است.
هدفمندی یارانهها قرار بود براساس یک منطق درست، کسانی را که بیدلیل منابع ملی را هدر میدادند، متنبه کند و از سوی دیگر، پول ناشی از افزایش قیمت حاملهای انرژی میان اقشار ضعیف جامعه که بهرهای از این منابع ملی نداشتند، توزیع شود. به عبارتی، این روند میخواست توزیع منابع ملی در کشور را سامان بخشد و از هدررفت آنها جلوگیری کند و در عین حال، جامعه از شکل مصرفگرایی خارج و به سمت تولید هدایت شود.
اما با وجود اهداف متصور شده از آن، اجرای این قانون از همان ابتدا به انحراف رفت و در حال حاضر تنها چیزی که از اجرای هدفمندی یارانهها دیده میشود، واریز 45 هزار و 500 تومان در هر ماه به حساب مردم است؛ اتفاقی که باعث شده که دولت ماهانه با کسری هنگفتی در بودجه روبهرو شود.
در همین رابطه، محمود جامساز، کارشناس اقتصادی درباره دلایل به انحراف رفتن قانون هدفمندی یارانهها اظهار داشت: «مساله عدم تحقق اهداف قانون هدفمند کردن یارانهها چندان هم شگفتآور نیست، زیرا بخش عمدهای از برنامههای اقتصادی کشور اعم از برنامههای توسعه اقتصادی، فرهنگی و سیاسی و همچنین سیاستهای کلان نظام که رویکردها و اهداف مشخصی را در نظر داشت، به همین سرنوشت عدم دستیابی به اهداف منجر شدند.»
به اعتقاد وی، «بدون شک علت اصلی این موضوع را میتوان در نظام اجرایی و بروکراسی کشور از یکسو و مدیریت ناکارآمد اقتصادی و رژیم اقتصادی حاکم جستوجو کرد که یک اقتصاد دولتی سرمایهداری نفتی است.»