پروفسور امیت بادوری
محقق در حوزه اشتغال و توسعه
مشکل بیکاری یک مشکل جهانی است که تقریبا در همه جای دنیا نمود پیدا کرده است. در دو دهه گذشته چین و هند رشد بالایی داشتند ولی ارتباط رشد اشتغال و رشد تولید از هم گسسته شده است، رشد اشتغال حدود یک درصد بوده و رشد تولید حدود 8 درصد. میتوان رشد تولید را بر اساس رونق بخش خصوصی از طریق ایجاد فضای کسبوکار بهتر افزایش داد، ولی برای حل مشکل اشتغال کافی نیست.
به همین دلیل باید استراتژی و سیاست مشخصی برای ایجاد شغل داشت و افزایش اشتغال و کاهش بیکاری را جزئی از رشد اقتصادی در نظر گرفت، به طور مثال کشورهایی مانند آمریکا و انگلیس در زمان بحران اقتصادی در اولین قدم به ایجاد شغل پرداختند البته این شغل باید واقعی باشد، به طور مثال تجربه تاریخی اتحاد جماهیر شوروی، که به سرعت اشتغال کامل ایجاد کردند ولی قدرت خرید افراد تغییری نکرد به دلیل اینکه شغلهایی که ایجاد کرده بودند واقعی نبودند؛ در واقع این اشتغال مولد نبود، در بحث اشتغال عمومی چندین مساله را باید به صورت همزمان مدنظر قرار داد، اشتغال عمومی از طریق ایجاد درآمد، از یکسو تقاضا را افزایش میدهد و از سوی دیگر این برنامههای اشتغال عمومی، عرضه را بالا میبرد و افزایش متوازن و هماهنگ آن میتواند رشد را افزایش دهد. مشکل طرح شوروی نیز همین بود، از سوی دیگر این رشد باید پایدار باشد و مسائل محیط زیستی را مدنظر قرار دهد، در نتیجه سیاستهایی مانند پرداخت یارانه، نمیتواند پایدار باشد زیرا طرف عرضه را مد نظر قرار نمیدهد.

حراج (auction) در اصل مکانیسمی اقتصادی است که هدف از آن، توزیع کالاها و تعیین قیمت آن کالاها، از طریق فرآیندی است که تحت عنوان پیشنهاد دادن قیمت (bidding) شناخته میشود. بسته به ویژگیهای فرد پیشنهاددهنده (bidder) و طبیعت کالاهایی که قرار است حراج روی آنها صورت گیرد، ساختارهای مختلف حراج میتوانند نسبت به دیگر انواع برای فروشنده کارآیی یا سود بیشتری به همراه داشته باشند. مثل هر مکانیسم اقتصادی دیگری که به خوبی طراحی شده باشد، در یک حراج فرض میشود که افراد به صورت استراتژیک عمل خواهند کرد و اطلاعات خصوصی مرتبط با این تصمیمگیری را در ذهن خواهند داشت. حراج باید طوری طراحی شود که بتواند بین ترغیب کردن پیشنهاددهندهها به اعلام ارزیابیهای خود، ممانعت از تقلب یا تبانی پیشنهادها و حداکثر کردن درآمدها تعادل مورد نظر را ایجاد کند.
تودههای مردم از گذشتههای دور گرفتار فقر و بدبختی بودند. اسطوره قرن وسطایی از روستائیان با گونههایی گل انداخته و سرخوش بودن که با هم رقص و پایکوبی میکردند قبل از این که برای خوردن شام رستبیف به خانه بازگردند یک ساخت ذهنی جدید از سوی محافظهکاران رویاپرداز است. اما واقعیت زندگی در گذشته، فلاکت و جان کندن دائمی بود. مردم تمام روز کار میکردند و غذای معمولی میخوردند که اغلب برای سیرکردنشان کفایت نمیکرد. مرگ ناشی از بیماری یا وضع حمل بچه بسیار رایج بود همانطور که سوء تغذیه و قحطی رواج داشت. برای اینکه تصور واقعیتری از شیوه زندگی آن زمانها بتوان بهدست آورد به اقتصاد کشاورزی سنتی در کشورهای فقیر امروز نگاه کنید.



